قول مردونه....  

باید به خودم قول بدم لباس ورزشیا رو از کمد در بیارم....با اون شال سفیده....
مثل سال اول که پر از شوق و ذوق بودم برم هی لب دريا بدوم...برم لب دريا ورزش کنم یه روز در میون....
برم شبا قدم بزنم....
برم غروبا لب دريا بشینم دريا رو از روی سنگا نگاه کنم عوض نشستن تو ازمایشگاه و فکر و خیال بافتن....
باید تنهایی برم تو پارکا...
باید در بیام ازین خمودگی...
دارم چی کار میکنم با خودم من؟ 
دارم چه ظلمی میکنم من؟

ادامه مطلب  

قول مردونه....  

باید به خودم قول بدم لباس ورزشیا رو از کمد در بیارم....با اون شال سفیده....
مثل سال اول که پر از شوق و ذوق بودم برم هی لب دريا بدوم...برم لب دريا ورزش کنم یه روز در میون....
برم شبا قدم بزنم....
برم غروبا لب دريا بشینم دريا رو از روی سنگا نگاه کنم عوض نشستن تو ازمایشگاه و فکر و خیال بافتن....
باید تنهایی برم تو پارکا...
باید در بیام ازین خمودگی...
دارم چی کار میکنم با خودم من؟ 
دارم چه ظلمی میکنم من؟

ادامه مطلب  

قول مردونه....  

باید به خودم قول بدم لباس ورزشیا رو از کمد در بیارم....با اون شال سفیده....
مثل سال اول که پر از شوق و ذوق بودم برم هی لب دريا بدوم...برم لب دريا ورزش کنم یه روز در میون....
برم شبا قدم بزنم....
برم غروبا لب دريا بشینم دريا رو از روی سنگا نگاه کنم عوض نشستن تو ازمایشگاه و فکر و خیال بافتن....
باید تنهایی برم تو پارکا...
باید در بیام ازین خمودگی...
دارم چی کار میکنم با خودم من؟ 
دارم چه ظلمی میکنم من؟

ادامه مطلب  

قول مردونه....  

باید به خودم قول بدم لباس ورزشیا رو از کمد در بیارم....با اون شال سفیده....
مثل سال اول که پر از شوق و ذوق بودم برم هی لب دريا بدوم...برم لب دريا ورزش کنم یه روز در میون....
برم شبا قدم بزنم....
برم غروبا لب دريا بشینم دريا رو از روی سنگا نگاه کنم عوض نشستن تو ازمایشگاه و فکر و خیال بافتن....
باید تنهایی برم تو پارکا...
باید در بیام ازین خمودگی...
دارم چی کار میکنم با خودم من؟ 
دارم چه ظلمی میکنم من؟

ادامه مطلب  

قول مردونه....  

باید به خودم قول بدم لباس ورزشیا رو از کمد در بیارم....با اون شال سفیده....
مثل سال اول که پر از شوق و ذوق بودم برم هی لب دريا بدوم...برم لب دريا ورزش کنم یه روز در میون....
برم شبا قدم بزنم....
برم غروبا لب دريا بشینم دريا رو از روی سنگا نگاه کنم عوض نشستن تو ازمایشگاه و فکر و خیال بافتن....
باید تنهایی برم تو پارکا...
باید در بیام ازین خمودگی...
دارم چی کار میکنم با خودم من؟ 
دارم چه ظلمی میکنم من؟

ادامه مطلب  

قول مردونه....  

باید به خودم قول بدم لباس ورزشیا رو از کمد در بیارم....با اون شال سفیده....
مثل سال اول که پر از شوق و ذوق بودم برم هی لب دريا بدوم...برم لب دريا ورزش کنم یه روز در میون....
برم شبا قدم بزنم....
برم غروبا لب دريا بشینم دريا رو از روی سنگا نگاه کنم عوض نشستن تو ازمایشگاه و فکر و خیال بافتن....
باید تنهایی برم تو پارکا...
باید در بیام ازین خمودگی...
دارم چی کار میکنم با خودم من؟ 
دارم چه ظلمی میکنم من؟

ادامه مطلب  

قول مردونه....  

باید به خودم قول بدم لباس ورزشیا رو از کمد در بیارم....با اون شال سفیده....
مثل سال اول که پر از شوق و ذوق بودم برم هی لب دريا بدوم...برم لب دريا ورزش کنم یه روز در میون....
برم شبا قدم بزنم....
برم غروبا لب دريا بشینم دريا رو از روی سنگا نگاه کنم عوض نشستن تو ازمایشگاه و فکر و خیال بافتن....
باید تنهایی برم تو پارکا...
باید در بیام ازین خمودگی...
دارم چی کار میکنم با خودم من؟ 
دارم چه ظلمی میکنم من؟

ادامه مطلب  

قول مردونه....  

باید به خودم قول بدم لباس ورزشیا رو از کمد در بیارم....با اون شال سفیده....
مثل سال اول که پر از شوق و ذوق بودم برم هی لب دريا بدوم...برم لب دريا ورزش کنم یه روز در میون....
برم شبا قدم بزنم....
برم غروبا لب دريا بشینم دريا رو از روی سنگا نگاه کنم عوض نشستن تو ازمایشگاه و فکر و خیال بافتن....
باید تنهایی برم تو پارکا...
باید در بیام ازین خمودگی...
دارم چی کار میکنم با خودم من؟ 
دارم چه ظلمی میکنم من؟

ادامه مطلب  

قول مردونه....  

باید به خودم قول بدم لباس ورزشیا رو از کمد در بیارم....با اون شال سفیده....
مثل سال اول که پر از شوق و ذوق بودم برم هی لب دريا بدوم...برم لب دريا ورزش کنم یه روز در میون....
برم شبا قدم بزنم....
برم غروبا لب دريا بشینم دريا رو از روی سنگا نگاه کنم عوض نشستن تو ازمایشگاه و فکر و خیال بافتن....
باید تنهایی برم تو پارکا...
باید در بیام ازین خمودگی...
دارم چی کار میکنم با خودم من؟ 
دارم چه ظلمی میکنم من؟

ادامه مطلب  

ساحل نشین خاطرات....  

بهاران است و من تنها
نشستم زل میزنم به گوشه ی دريا
شاعرتر ازهمیشه نشستم برابرش
دريا سکوت کرده ومن حرف میزنم
دريا مرا با خود ببر...
باخود مرا ببر که نپوسد در این سکون
صدایت می زنم
از یک عمق زلال آبی
از دورترین نشانهٔ بودن
از زادگاه کوچکترین ذره
با اولین نفس حیات
با حباب های روشن وجود
صدایت می زنم
من تو را یک دريا
عاشقم
 خیس از نداشتنت
قدم میزنم بر ساحل زندگی
به دريا زدم برای بودنت
حال اما
تنها،
خیس از دلتنگی
ساحل نشینِ خاطراتم

ادامه مطلب  

ترانه  

___________________________
___________________________
ماهی قلب من تماشا کن
تُنگِ تنها بدون تو مرده
این که رفتی به سمت یک دريا
چه بلایی سر من آورده
من پر از تکه های تنهایی
ترسم اینه کجای دريایی
روز اول نمیره از یادم 
حرف های قشنگ و رویایی
گفتم آخه اسارتت میشم
گفت باید حصار من باشی
من که پر بودم از غم دنیا
گفت باید غبار من باشی
گفتم آخه تو ماهِ دريایی
تو کجا و حصار دنیایی
گفت با تو پر از ترانه شدم
با همین حرف های رویایی
تنگ کوچیکه این و باور کرد
ماهی و برد تا لب دريا
گفت د

ادامه مطلب  

آیا لاهیجان و شهر زیبای رشت دریا دارد اگر دارد فاصله اش را هم بگو ؟  

آیا لاهیجان  و شهر  زیبای  رشت  دريا  دارد اگر دارد  فاصله اش  را هم  بگو  ؟  شهرهای  رشت  و  لاهیجان  نسبت  به   شهرهای  دیگر  شمالی  ایران  از  دريا  دورتر  هستند و  اگر  بخواهیم  نزدیکترین  دريا  و  سواحل را  با  شهر  حساب  کنیم  بندر  انزلی  به  رشت  نزدیک  هست  و  دريای  چمخاله لنگرود  یا  دريای  بندر  کیاشهر  یا  دستک  به &nbs

ادامه مطلب  

آیا لاهیجان و شهر زیبای رشت دریا دارد اگر دارد فاصله اش را هم بگو ؟  

آیا لاهیجان  و شهر  زیبای  رشت  دريا  دارد اگر دارد  فاصله اش  را هم  بگو  ؟  شهرهای  رشت  و  لاهیجان  نسبت  به   شهرهای  دیگر  شمالی  ایران  از  دريا  دورتر  هستند و  اگر  بخواهیم  نزدیکترین  دريا  و  سواحل را  با  شهر  حساب  کنیم  بندر  انزلی  به  رشت  نزدیک  هست  و  دريای  چمخاله لنگرود  یا  دريای  بندر  کیاشهر  یا  دستک  به &nbs

ادامه مطلب  

آیا لاهیجان و شهر زیبای رشت دریا دارد اگر دارد فاصله اش را هم بگو ؟  

آیا لاهیجان  و شهر  زیبای  رشت  دريا  دارد اگر دارد  فاصله اش  را هم  بگو  ؟  شهرهای  رشت  و  لاهیجان  نسبت  به   شهرهای  دیگر  شمالی  ایران  از  دريا  دورتر  هستند و  اگر  بخواهیم  نزدیکترین  دريا  و  سواحل را  با  شهر  حساب  کنیم  بندر  انزلی  به  رشت  نزدیک  هست  و  دريای  چمخاله لنگرود  یا  دريای  بندر  کیاشهر  یا  دستک  به &nbs

ادامه مطلب  

آیا لاهیجان و شهر زیبای رشت دریا دارد اگر دارد فاصله اش را هم بگو ؟  

آیا لاهیجان  و شهر  زیبای  رشت  دريا  دارد اگر دارد  فاصله اش  را هم  بگو  ؟  شهرهای  رشت  و  لاهیجان  نسبت  به   شهرهای  دیگر  شمالی  ایران  از  دريا  دورتر  هستند و  اگر  بخواهیم  نزدیکترین  دريا  و  سواحل را  با  شهر  حساب  کنیم  بندر  انزلی  به  رشت  نزدیک  هست  و  دريای  چمخاله لنگرود  یا  دريای  بندر  کیاشهر  یا  دستک  به &nbs

ادامه مطلب  

آیا لاهیجان و شهر زیبای رشت دریا دارد اگر دارد فاصله اش را هم بگو ؟  

آیا لاهیجان  و شهر  زیبای  رشت  دريا  دارد اگر دارد  فاصله اش  را هم  بگو  ؟  شهرهای  رشت  و  لاهیجان  نسبت  به   شهرهای  دیگر  شمالی  ایران  از  دريا  دورتر  هستند و  اگر  بخواهیم  نزدیکترین  دريا  و  سواحل را  با  شهر  حساب  کنیم  بندر  انزلی  به  رشت  نزدیک  هست  و  دريای  چمخاله لنگرود  یا  دريای  بندر  کیاشهر  یا  دستک  به &nbs

ادامه مطلب  

آیا لاهیجان و شهر زیبای رشت دریا دارد اگر دارد فاصله اش را هم بگو ؟  

آیا لاهیجان  و شهر  زیبای  رشت  دريا  دارد اگر دارد  فاصله اش  را هم  بگو  ؟  شهرهای  رشت  و  لاهیجان  نسبت  به   شهرهای  دیگر  شمالی  ایران  از  دريا  دورتر  هستند و  اگر  بخواهیم  نزدیکترین  دريا  و  سواحل را  با  شهر  حساب  کنیم  بندر  انزلی  به  رشت  نزدیک  هست  و  دريای  چمخاله لنگرود  یا  دريای  بندر  کیاشهر  یا  دستک  به &nbs

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

 

✨ از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است که فرمود: مردى با خانواده خویش از راه دريا مسافرت کرده و سوار کشتى شدند و در اثر نامساعد بودن دريا کشتى آنان شکسته و جمعیتى که در کشتى بودند همه هلاک و غرق آب شدند جز همسر آن مرد که روى تخته پاره کشتى ،قرار گرفته و امواج پیکر او را به لب دريا انداخت.
زن به جزیره ‏اى از جزایر دريا پناهنده شد و در جزیره با مردى که راهزن بود مصادف گردید که شغل او همیشه ناراحت کردن مردم بود. راهزن گفت: آیا تو انسانى

ادامه مطلب  

نکته ۴۴۶: ظرفیت  

محمد علی رنجبر طزنجی:
سلام
داشتیم با اتوبوس از اصفهان رد می شدیم که به زاینده رود رسیدیم
کودکی هیجان زده به مادرش گفت :" مامان دريا ..."

شاید این کودک تا به حال دريا را ندیده بود به خاطر همین اینقدر ذوق کرده بود

حال ما بندگان گنه کار هم همینه
اینقدر دیدمون نسبت به اولیا الله  کوچیکه که قاد ر به درک موضوعات نیستیم ..
عبادت خودمون خودمون برامون خیلی بزرگ و آزمایش های الهی برامون خیلی سخت هست
در صورتیکه که خدا می خواد با این آزمایش ها دريا بی گران ر

ادامه مطلب  

حسد  

قطره ای چون که آب دريا دید
سرد شد از حسد ،بخود لرزید
گفت ، دريا ببین مرا اینجا ،
راحتم ، غرقِ نعمت دنیا
ظاهرم را نبین که هستم کم
باطناَ من قویّم و محکم
من چنینم ، چنان کنم آخر
چون اراده کنم شَوَم لشکر
خنده رو ، شادمان ، قوی دريا
گفت ای قطره ، دل بده با ما
روبسویم بکن ، بیا با من
همرهی کن که تا شَویم یک تن
با من از خود بگو و از وحدت
 با حسد جنگ کن تو با قدرت
با حسد کارها شود مشکل
از حسادت نیاید هیچ حاصل
قطره نشنید پندِ دريا را
از حسد سوخت ، شد بخار آنج

ادامه مطلب  

شدم در قلب تاریکی  

برای پر زدن در عشق به من یک جام دیگر دهنگاهت را نگیر از منبه من ایمان و باور دهمگر لیلا نمی آمدشبی در خاطر مجنونشبی در خاطر ما باشبمان و شور یک دم دهچو یونس در دل ماهیشدم در قلب تاریکیمرا با نور رحمانی ز ظلمتها نجاتم دهو دريا سخت و مواج استمسیرم باز سوی توستدر این دريا تو با من باشز طوفان ها عبورم ده

ادامه مطلب  

شدم در قلب تاریکی  

برای پر زدن در عشق به من یک جام دیگر دهنگاهت را نگیر از منبه من ایمان و باور دهمگر لیلا نمی آمدشبی در خاطر مجنونشبی در خاطر ما باشبمان و شور یک دم دهچو یونس در دل ماهیشدم در قلب تاریکیمرا با نور رحمانی ز ظلمتها نجاتم دهو دريا سخت و مواج استمسیرم باز سوی توستدر این دريا تو با من باشز طوفان ها عبورم ده

ادامه مطلب  

شدم در قلب تاریکی  

برای پر زدن در عشق به من یک جام دیگر دهنگاهت را نگیر از منبه من ایمان و باور دهمگر لیلا نمی آمدشبی در خاطر مجنونشبی در خاطر ما باشبمان و شور یک دم دهچو یونس در دل ماهیشدم در قلب تاریکیمرا با نور رحمانی ز ظلمتها نجاتم دهو دريا سخت و مواج استمسیرم باز سوی توستدر این دريا تو با من باشز طوفان ها عبورم ده

ادامه مطلب  

شدم در قلب تاریکی  

برای پر زدن در عشق به من یک جام دیگر دهنگاهت را نگیر از منبه من ایمان و باور دهمگر لیلا نمی آمدشبی در خاطر مجنونشبی در خاطر ما باشبمان و شور یک دم دهچو یونس در دل ماهیشدم در قلب تاریکیمرا با نور رحمانی ز ظلمتها نجاتم دهو دريا سخت و مواج استمسیرم باز سوی توستدر این دريا تو با من باشز طوفان ها عبورم ده

ادامه مطلب  

شدم در قلب تاریکی  

برای پر زدن در عشق به من یک جام دیگر دهنگاهت را نگیر از منبه من ایمان و باور دهمگر لیلا نمی آمدشبی در خاطر مجنونشبی در خاطر ما باشبمان و شور یک دم دهچو یونس در دل ماهیشدم در قلب تاریکیمرا با نور رحمانی ز ظلمتها نجاتم دهو دريا سخت و مواج استمسیرم باز سوی توستدر این دريا تو با من باشز طوفان ها عبورم ده

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  >