روز بيست و سوم  

شنیدی میگن طرف با یه غوره سردیش میکنه با یه مویز گرمیش؟؟؟
افراط و تفریط شنیدین؟؟؟
شده حکایت من؛ آخه من معمولا همینجوریم! یا از اینور بوم میافتم یا اونورش، كلا حد وسط ندارم
تازه گاهی وقتا كه بخوام شیك و خوشگل بیانش كنم میگم من 0 یا 1 ام، مثل كامپیوتر كه كل ساختارش با 0 و 1 ه...
اینا رو گفتم كه بگم امروز كاملا حالم برعكس دیروز ه ولی عامل جفتش همون یه نفر ه... باحاله ها نه؟
اما ته حرفم اینجا نيست، تهش اینه سر قول و قرارم بودم، چه خوب شدم چه بد منفور نشدم

ادامه مطلب  

تنها ترين...  

زمان زیادى گذشت...
فهمیدم همیشه اونى که میخواى نمیشه...
فهمیدم بى تفاوتى بزرگترین انتقامه...
تنفر یه نوع عشقه...
دلخورى و ناراحتى از میزان اهمیته....!!!
غرور بزرگترین دشمنه...
خدا بهترین دوسته....
سلامتى بالا ترین ثروته....
آسایش بهترین نعمته....
فهمیدم "رفتن" همیشه از روى نفرت نيست....
هرکى زبونش نرمه دلش گرم نيست...
هر کى اخلاقش تنده ، جنسش سخت نيست....
و هرکى میخنده ، بدون درد و غم نيست....
ظاهر دلیلى بر باطن نيست...
فهمیدم کسى موظف به آروم کردنت نيست...
فهمیدم

ادامه مطلب  

....  

همش به حرفهات فکر می کنم....
چیزی بین ما نبوده نه؟؟؟؟
چقد راحت بازیچه دستت شدم....
مطمین باش یه روز جواب حرفهات و می گیری نه از من از زندگی....
اون جوابت و خواهد داد...‌‌
نتیجه دل دادنم به تو خلاصه شد تو این جمله که چیزی بینمون نبوده...‌
و من یه اخاذ بودم فقط همین خدا هست دیده....
روزگار جواب هر کس و می ده......

ادامه مطلب  

حرف اخر  

سلام دوستان
ممنون ك بودین باهام 
ی دوست داشتم ك اونم رفت نمیدونم جرا اقا علی با ترو هستم
ی عشق داشتم ك اونم...
ی خدا داشتم ك اونم ما رو فراموش كرده
ی مادر و ی بدر دارم ك....
ی خواهر
خلاصه إز همه جی یكی داشتم ك ب هر كدوم دقیق نكاه كنی میبینی هیج كدوم نداشتم
من ی مفت. حور بودم
باشد ك نباشم و بقیه راحت باشن
خداحافط ی دونه ها!
@-@

ادامه مطلب  

..........  

سلام
 
معذرت میخوام یه چند روزی نبودم رفته بودم شهر کرد........
 
شانزدهم رفتم جمعه برگشتم.........
 
یه اتفاق خیلی بدی برام یعنی برای من که فقط نه برای همه افتاد.......
 
پدر بزرگم یعنی پدر مادرم فوت کرد........
 
....................
 
ما(پدرم و مادرم و من)خونه یکی از عمه هام بودیم چند ساعتی نشستیم که خالم بهم زنگ زد تا اومدم موبایلمو
 
جواب بدم قعط شد و همون لحظه گوشی مامانم زنگ خورد و رفت گوشیو داد به بابام وقتی برگشت گفتم کی
 
بود؟گفت شوهر خالت بود با بابا کار داشت

ادامه مطلب  

............  

سلام
 
 
معذرت میخوام یه چند روزی نبودم رفته بودم شهر کرد........
 
شانزدهم رفتم جمعه برگشتم.........
 
یه اتفاق خیلی بدی برام یعنی برای من که فقط نه برای همه افتاد.......
 
پدر بزرگم یعنی پدر مادرم فوت کرد........
 
....................
 
ما(پدرم و مادرم و من)خونه یکی از عمه هام بودیم چند ساعتی نشستیم که خالم بهم زنگ زد تا اومدم موبایلمو
 
جواب بدم قعط شد و همون لحظه گوشی مامانم زنگ خورد و رفت گوشیو داد به بابام وقتی برگشت گفتم کی
 
بود؟گفت شوهر خالت بود با بابا کار دا

ادامه مطلب  

روش خواندن دروس برای ترم بعدی در دانشگاه  

ساعت با زنگ هشدار رو روی 1.30 ساعت بعد تنظیم میکنم و احساس میکنم که سرکلاس هستم و تا 1.5 ساعت دیگه کلاس تموم میشه. و خلاصه درسو میخونم و توی این 1.5 ساعت هیچ کار دیگه ای انجام نمیدوم مگر در کاری که واقعا اجباری باشه.
در در روز 2 تا یا نهایتا 4 تا یاهرچقد که تمایش داشتم به صورت 1.5 ساعت 1.5 ساعت میخونم.
این متد خوبیست.

ادامه مطلب  

حضورت حس امنه با من باش،آه ای کاش بدونی....  

♥ماه رمضان مبارک همه باشه انشالله،با دست پر برگردیم از ابن مهمونی♥
اتاق تمیز شد،کمد تمیز شد،کتابها و جزوه ها مرتب شد،فقط مونده اصل کار:درس خوندن!
آبجی رفته تهران مسابقات انتخابی تیم ملی،امیدوارم خوب بتابد(همیشه که نباید خوب درخشید!)
یک آبجی دیگه هم هست که حالا واسه خودش خانم پرستار شده،باید برام بگی جشن فارغ التحصیلی ات چطور بود،حست موقع تموم شدن دانشگاه؟!
کی صداسیما میخواد تبلیغات....رو تموم کنه؟یه فیلم خوب میخوایم ببینیما؛بهرنگ توفیقی

ادامه مطلب  

عاشـــــــــق که باشی فیلسوف .... شاعر و دیوانه می شوی اما هیچ وقت خودت نمی شوی.....  

 کردی فراموشم ولی اینجوری از پیشم نرو...بذار  تا حرفمو بگم...بعدش اگه خواستی برو....
من اینروزا اصلا حالم خوب نيست..دیگه اعصاب هیچکسو هیچ چیزی رو ندارم..امروز برا اولین بار توی عمرم با یکی دعوا کردم...اخه من تا حالا نشده با کسی دعوا کنم..اما امروز شدید با همکارم بحثم شد...دوری مهندس  داغونم کرد.محاله دیگه خوب بشم..محاله ...
 
امروز یکی از نمره هام  اعلام شد..من دیشبش از غم دوری آقاسامانم بیهوش شدم..از غصه اصلا نفهمیدم چطور خوابم برد...حتی شامم نخورده ب

ادامه مطلب  

تلنگری بر روح!  

یکی دو شماره ی قبل موفقیت شاهد حذف یکی از بخش های مورد علاقه م بودم...
این بود که رفتم تو رباتش و گفتم برش گردونن! :| البته محترمانه تر!
امروز دیدم تو صفحه ی نظرات مجله چاپ شده! اتفاق بامزه ترش اینکه با گوشی یه نفر دیگه م رفتم همین نظرو دادم... هردوتاشو کنار هم چاپ کردن و یهو بهشون جواب دادن! انگار فهمیده بودن هردوتاش کار خودمه و خواستن اینجوری بهم بفهمونن!!! :)))
تازه به یکی دو نفر دیگه م گفتم برن بنویسن! اونام نوشته بودن!
خلاصه اینکه امروزمون با این

ادامه مطلب  

سفرنامه شماره یک  

سلاااام 
صبح روز پنجشنبه حدود ساعت 6:30صبح ما حرکت کردیم, اصلا دلم نمیخواست برم فقط بخاطر امام رضا (ع)میرفتم که التماسش کنم بلکه گره از مشکلاتم باز بشه, خلاصه صبح رفتیم دنبال بهار و عابد و بعدم سید جعفر صدقه دادیم و رفتیم. منم سوییچ ماشینو گذاشته بودم رو چرخ که محمد بیاد ماشینو جابجا کنه تو سایه بزاره حدود ساعت 2,بود فکر کنم که ما هنوز،به فردوس نرسیده بودیم رفتیم ناهار خوردیم یکم استراحت کردیم و نزدیک ساعت 6 بود که رسیدیم مشهد, مامان و مرتضی هم ک

ادامه مطلب  

سفرنامه شماره 2  

شب بیست و یکم ماه رمضون بود و.میخواستیم اون شب رو تو حرم احیا کنیم خیلی خسته بودیم قرار شد یک ساعتی بخوابیم و بعد بریم , تا نزدیک 11 خوابمون برد اخه فکر میکردیم مراسم مثل یزد اخر شب شروع بشه همون موقع ها پاشدیم تا اماده شدیم و خودمون رو رسوندیم به حرم ساعت نزدیک 1 شده بود ( هم مسیر رو بلد نبودیم هم خیابونا بسته بود و مجبور شدیم خیلی راه رو پیاده بریم ) خلاصه وقتی رسیدیم همه مراسم تموم شده بود ما هم رفتیم واسه خودمون دعا و نماز خوندیم تا صبح اونجا بو

ادامه مطلب  

واجب امروزی  

 
روز قدس است، ها !
مثلا اگه کسی هفتاد سااااااااااال نمازشو نخونده باشه،
اگه هفتاد سااااااااااال، روزه هاشو خورده باشه،
اگه هفتاد ساااااااااااال، غیبت و تهمت و سرقت و بدعت تو کارنامه اش باشه،
تمام اینها سر جاشه،
غیبت در یک واجب دیگه به اسم راهپیمایی روز قدس هم، تو کارنامشه!
پاشید برید راهپیمایی.
یاالله
کم کم یک روزی می رسه که فلسطینی ها و مصری ها و عربستانی ها و خلاصه همه دنیا با اسرائیل صلح می کنند،
مثل همین روزها تقریبا!
بعد ما علیه تمامشو

ادامه مطلب  

احمدکاظمی  

 ما تا روزى كه احمد شهید شد نمى دانستیم كه احمد اینقدر مجروح شده والله یكبار احمد نگفت كه تركش به سرم خورده،به صورتم خورده،یكبار نیامد بگوید كه مجروح شدم.من كه نزدیكترین فرد به احمد بودم نمى دانستم احمد اینقدر زخمى شده،هیچ وقت نگفت،خدا شاهد است هیچ وقت برزبان جارى نكرد.احمد خیلى خصلتها داشت،همیشه از بریدگى از دنیا میگفت واقعا انسان عجیبى بود یعنى هرچه آدم از او فاصله میگیرد احساس میكند كه احمدیك قله اى بود،واقعایك قله اى بودمتفاوت بود،بر

ادامه مطلب  

فراموشی و عشق و....  

دیشب حال پدربزرگ خوب نبود و زنگ زدیم اورژانس اومد و خلاصه بقیه ماجرا....
توی این بازه من فقط به مادربزرگ نگاه میکردم...
مادربزرگی که الزایمر داره ولی هول شده بود و نشسته بود کنار تخت پدربزرگ و شونه هاشو ماساژ میداد...
من فقط تکیه داده بودم به دیوار و خیره شده بودم به مادربزرگ...
مامان و بابا به سوالای اون پرستارا جواب میدادن و سوابق بیماری رو میگفتن و من فقط خیره شده بودم به مادربزرگ....
ادما میتونن همه چی رو فراموش کنن ولی عشق هیچوقت فراموش نمیشه...

ادامه مطلب  

داشت همه چیز تموم میشد  

سلام 
اینجا تبدیل شده به دفتر خاطرات من تا هیچ وقت فراموش نکنم چه بر سر من گذشته و بتونم اشتباهات گذشته رو جبران کنم 
چند روز پیش  وقتی از سرکار اومدم خسته و کوفته ، ساعت حدود ۳ ظهر رو نشون میداد از آرام پرسیدم نهار چی داریم ؟ 
اون گفت که چیزی درست نکردم ، با اینکه خسته وگرسنه بودم چیزی بهش نگفتم فقط ازش خواستم تا من نماز میخونم چند گوجه برام پوست بکنه تا خودم درست کنم 
البته لازمه که بگم همسرم روزه بود و وجدانم نمیکشید با شکم گرسنه بره آشپزی ک

ادامه مطلب  

349  

 
داشتم جانمازم را پهن میکردم و همینطور که خم شدم دو سه باری گفتم "یاالله" که یکدفعه الهه گفت زینببببببببب داشتی یاالله میگفتی که کانال آقا این پیام را فرستاد : رهبرانقلاب: هیچ دعایی بی استجابت نيست. استجابت بمعنای این نيست كه خواسته انسان حتما برآورده شود.استجابت، توجه و التفات خداست؛ ولو آن خواسته‌ای كه داریم تحقق هم پیدا نكند؛ اما همین «یا الله» شما بی گمان لبیكی به دنبال خواهد داشت. ۷۹/۴/۱۹
کلی خندیدیم .. و کلی کیف کردیم از این اتفاق خیلی

ادامه مطلب  

28 نزدیک است ..  

یه جوری دلم گرفته که چاه باز کن هم نمیتونه کاری کنه :(
دل گرفتگی هم بدترین حالت ممکنه برای یه دختر ..
وقت امتحانا هم باشه ..
نه بتونی درس بخونی .. نه کار کنی .. 
حتی دلم فیلم هم نمیخواد ..
چقدر آدم تو آستانه ی بیست سالگی حالش متفاوته ..
چقدر ترس داره از آینده .
اینکه وارد سومین دهه ی زندگی از مثلا 6 دهه بشی یعنی کم کم زندگی افتاده تو سرازیری
یعنی به خودت نگاه ببین کجایی . ببین اون جایی که میخواستی باشی  هستی یا نه ..
ببینی برای رسیدن به اون جایی که میخواست

ادامه مطلب  

246.  

زن دایی مریم بخل محکم کرد و نزدیک ده تا بوسم کرد . مینوس اون اول مص همیشه لوس خجالتی شده بود . مهدیسم همونطوری بود عین همیشه . عوض شده بود کیف دوربین دور گردنش بود و دستش حنا داشت
تنها دری ک من باز کردم معلوم نبود کیه تا رفتم بیرون با غول بیابونی مواجه شدم [علی]
خلاصه ک کل حمالیای مهمونی واس ما بود . دایی اینا ک اومدن عزیز ی خروسو کشت . چاقوعه زیادی تیز نبود بیچاره جون میداد خیلی سخت . من بخاطر اون اشک ریختم بقیه برای دلتنگی
بعدشم یجورایی خیلی زیاد

ادامه مطلب  

سال نوی شما دوست عزیز مبارک  

سلام دوستان، سلام عزیزان
 امدم این جا که بگویم سال نوی همگی مبارک. امیدوارم هر جا هستید شاد باشید سلامت باشید و دلتان گرم باشد. حدود سه سالی میشود که نوشتن این وبلاگ را ترک کرده ام ولی هنوز هم نتوانسته ام از دنیای مجازی پاکش کنم یا شاید بگویم هنوز نتوانستم از دلم پاکش کنم. نوشتن را خیلی وقت هست کنار گذاشته ام .این را با تاسف عمیقی میگویم. احساس میکنم یک دوست عزیز را از دست داده ام یا در شرف از دست دادنش هستم. 
دلم برای همه شما که تا به حال ندیدمت

ادامه مطلب  

مقصر  

نمرات کاربرد کامپیوتر اومده.
نمرات درخشانی مثل 12، 13 به دست اومده خون فرزین(از بکس انجمن) حسابی جوشیده رفته یونی اعتراض
لحنش حسابی بد بوده از عبارات تندی علیه استاد استفاده کرده(از جمله گفته عقده ای)
استاد گرامی هم حسابی عصبانی شدن و گفتن یکی از بچه ها ترم پیش تو این درس 20 گرفته بودن ولی شماها بد درس خوندین. آقا فرزینم داغ کرده که کدوم دانشجویی انقدر بیکار بوده ترم پیش 20 گرفته.
کاشف به عمل اومده ترم پیش فقط من و خانم سرمدی(خرخوان!) کاربرد برداشت

ادامه مطلب  

این اكتای تینیجی چیه عمویی ؟!  

تنها انگیزه م برای دیدن سريال شهرزاد اینه كه دعا كنم زودتر مصطفی زمانی رو یكی بكشه كه شهرزاد و قباد به هم برسن :/
شاید اگه الان مصطفی زمانی در نقش قباد بود این دعا برعكس بود :/
دهن مارو اذیت كردین خدایی این دو تا به هم برسن دیگه

ادامه مطلب  

هانی به بو الله ... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

ایندی گره ... من اولاردیم ... بیرده امیر ... شرکتیمیز اولاردی ... و من ده حس مالکیتیم 100 ...
بیول ایندی اصلا اولن مه لی گونلریدی کی گل گوره سن ... بیدادا ماشینیم واریدی ...
اوده کی حاضر ...پریا دین قیزا یولیه جاغیدیم الچی ... دیه جاغیدیم دیین کی 1365 ... و بیدا شرکتی وار ... وسلام ... قالانین دا دیین علاقه سی اولسا قرارلاشاریخ ...
سورا اودا یا هر کیم اولورسا اول سون ... چون دای منیم تلاشلاریم ثمره یتیشیب و تنبل و بی جربزه آدام دییردیم ... اصلا شرکت ده دیه یره بیر حرکت

ادامه مطلب  

پستی که قرار بود پر باشه ولی یادم رفت همه چیو!  

بدتر از این که حوصلت سر بره اینه که فیلم نداشته باشی،از اون بدترش اینه که شب رایگان نداشته باشی فیلم دانلود کنی!:|
 عمق فاجعه هم اینجاست که یه دوست نداشته باشی معدن فیلم باشه!:|خدا هیچوقت شما رو مث من آواره نکنه!!!!
سريال سوپرنچرال تو لیستمه!احساس می کنم اگه تا آخر عمرمم بشینم دانلود کنم تموم نمیشه!

ادامه مطلب  

چنج  

باورم نمیشه بعد از سالها که معنای اولین احیا ها رو یک جا ثابت چشیدم دیشب جامو تغییر دادم شاید برای همیشه 
رفتم هئیت رزمندگان از همون دم در آشنا دیدم:) 
بهمنی هم باهام بود یه سلام میداد من هی رو بوسی و بغلو آداب معاشرت با تمام سلسله مراتب داشتم
بچه های تفتیش یه کلی خوش و بش کردن و بعد گفتن ما باید کیف تو یکی رو بگردیم ماهم در طبق اخلاص نهادیم بقچمون رو
از اول دم در ورودی هم یه کفشمو در آوردم با یکی سلام کردم با اون یکی سلام کردم داشتم اون یکی لنگه

ادامه مطلب  

اینستاگرام  

بسم الله الرحمن الرحیم
چه صبح خوبی بود...
مثل همین چندماه پیش صدای زنگ گوشیم بلندمیشه ولی من هنوزم در رویای خوب یا بدم سیر میکنم...
بازم مامانم بیدارم میکنه ومیگه گوشیت زنگ میخوره...
کش و قوسی به بدن میدم وبلندمیشم برم نمازاموبخونم...
بعدخوندن نمازام طبق برنامه ریزیم رفتم اینستاگرام وپیچهای خوبی که پیداکردم رو مطالعه میکردم...
چقدر عالی بودن...
توی یکی از عکس نوشته ها نوشته بود:
 
سخن جرج جرداق(دانشمندمسیحی)
 
پس از200بارمطالعه دقیق وعمیق نهج البل

ادامه مطلب  

قیمت انواع کفش چرم بچه گانه  

نکاتی اصلی انتخاب کفش چرمی بچه گانه
کفش های چرمی از چرم های مختلفی تولید میشوند و در سایزها و طرح های گوناگون توسط فروشگاهها عرضه میشوند. تولیدکنندگان کفش چرمی همواره دقت زیادی در رده بندی کفش های مختلف دارند و همیشه یکی از گزینه های تقسیم بندی، سن مصرف کننده است. ما نیز باید در انتخاب محصول مورد نظر بر اساس نیاز کودک مان اولویت بندی کنیم. مخاطب ما یک کودک است که دنیایی کوچک دارد و به زیبایی اهمیت زیادی میدهد. پس بگذارید انتخاب طرح کفش برعهده

ادامه مطلب  

اصول نوشتن رمان  

مرحله اول
یک ساعت وقت بگذارید و داستان خود را در یک جمله خلاصه کنید. چیزی مانند این: « یک فیزیکدان شرور تلاش می کند تا در زمان به عقب باز گردد تا عیسی مسیح را به قتل برساند» (این خلاصه اولین رمان من است) این جمله همیشه به شما خدمت خواهد کرد. این یک تصویر بزرگ است مانند اولین مثلث از آن مثلث هایی که یک دانه برف زیبا را می ساختند.
بعد ها وقتی که می خواهید کتاب خود را پیشنهاد بدهید، این جمله باید در ابتدای آن قرار گیرد. این همان چیزی است که به فروش کت

ادامه مطلب  

دیالوگ تأثیرگذار: محبّت و دلتنگی...  

دیالوگ ماندگار :
محبّت و  دلتنگی...
 
 چیزی که از  محبّت یاد گرفتیم،  فقط اینه که دلمون برای همدیگه تنگ بشه..!
این که محبّت نيست!
[بلکه] این تربیت خوب است که محبّت میاره...
 
سکانسی از سريال "میوۀ ممنوعه"
گردآوری: سعید جرّاحی 30-3-96

ادامه مطلب  

قایقی خواهم ساخت  

به یک سفر کوتاه امده ام. در واقع به دیدن اقیانوس امده ام. یک ماه قبل همراه حنایی برای کنفرانسی کاری به همین حوالی امده بودیم ولی نتوانسته ایم بنا به عللی درست و حسابی کنار دریا برویم. بیشتر اوقات با حنایی گذشت که شرکت شان مهمانی بزرگی داده بود و برایشان ورکشاپ گذاشته بود و حنایی هم که هفته قبلش شصت ساعت کار کرده بود و دو شب پشت سر هم شیفت شب بود اصلا حال و روزی برای هوای اقیانوس و نگاه اقیانوس و بوی اقیانوس نداشت. خلاصه کلام بیشتر وقت من به خوان

ادامه مطلب  

"هري پاتريست ها مي فهمند"  

یه جایی تو داستان هری پاتر و جام آتش هست كه من گاهی تو ذهنم تكرار میشه. مرحله اول مسابقه سه جادوگر، جایی كه هری قراره با اژدها روبه رو بشه، اون چوبدستیشو بیرون میكشه و میدونه كه حریفاش بزرگتر و ماهرترن، خب از وردای پیچیده استفاده نمی كنه تا اژدها رو گیج كنه یا تغییرشكل بده. اون با افسون ساده جمع آوری جاروی پرندشو به سمت خودش میكشه وكاری رو میكنه كه توش استعداد داره. پرواز. و از سد اژدها رد میشه اینا چیزی نيست كه تو مغزم تكرار بشه، بخش آهنگینش ا

ادامه مطلب  

نقش اول من؟ عشق دست دوم!  

بعد از مدتها که امروز دیدمش یاد اوایل آشناییمان افتادم. یادش به خیر؛ روز اول میخواست با هم ازدواج کنیم. البته که نمیشد! هیچ دلیلی نداشت که من اول بسم الله بپذیرم کسی خیلی یکهویی مرا دیده و به خاطر خودم دوستم دارد؛ در حدی که میخواهد دنیا را بریزد به پایم، قصد دارد که با هم خوشبخت باشیم و آمده تا با من جهان را فتح کند و از این حرفهای عاشقانه که مثلا از فکرش حالم منقلب شود و بگویم باشد و بله و آری و از این جواب مثبتهایی که سبک و رسم دقیقش را نمیدانم.

ادامه مطلب  

مگه خدا گره گشا بشه  

امشب احیا رو رفتیم امامزاده منو بهمنی
زیر آسمون هواهم گرم بود ،زمین انقد گرم بود که حرارت از فرش رد میشد و پاها رو گرم میکرد وسط حیاط یه باغچه بزرگ بود درختای بلند حس خوبی میداد به جو اون ساعت 
برای یه لحظه استراحت دادن واسه تجدید وضو ما که ماهم وقت غنیمت دونستیم دراز کشیدیم و به آسمون نگاه میکردم و حرف میزدیم از دوربین گوشیش میگفت عکس نشونم داد منم دوسه تا عکس نشونش دادم تعجب کرد اینارو من گرفتم با اینکه خودش دوره رفته عکس ما بهتر بودن  خدای

ادامه مطلب  

امروز  

امروز که دارم دقیق فکر می کنم می بینم که خشمی که از مریم داشتم همش رو سر علی خالی کردم، واقعا نمی دونم چرا.............البته شایدم بدونم ..بس که خاک بر سرم...........بس که نیاز دارم که علی بهم توجه کنه و اونم که از اون روز گذاشت و رفت و دیگه می دونم که از دلش در نمیاد
وقتی یادش می افتم که چقدر بد باهاش حرف زدم و این وسط ندا رو هم کشیدم  به میون و خلاصه عین یه عقده ای واقعی برخورد کردم و بعدش که از علی عذر خواهی کردم برگشته و به من می گه که من از تو ناراحت نمی شم

ادامه مطلب  

مكه محبوب‌ترين زمين پيش خداست  

اهمیت حج در كلام اهل بیت(ع)
مكه محبوب‌ترین زمین پیش خداست
امام سجاد (ع) می‌فرماید: خوردن و آشامیدن در شهر مكه همچون روزه‌داری در غیر از آن است، و یك روز روزه‌داری در آن شهر برابر است با یكسال روزه‌داری در جاهای دیگر، و راه رفتن در شهر مكه عبادت است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، زیارت خانه حق، همراه با انجام مناسك ملكوتی و اعمال عاشقانه‌ای كه دستور پروردگار مهربان بدرقه آن است و انبیای الهی و امامان معصوم بر بزرگداشت تمام واقعیاتش تأكید

ادامه مطلب  

تابستون..  

تابستون ..
یکی از زیبا ترین فصلای خدا ولی گررررررررم...
امروز جمعه 1396/04/02 
جمعه که میشه روستا خیلی شلوغ میشه افرادی که از روستا رفتن میان برا بازدید پدر و مادرشون، میان برا تفریح شایدم میان یه سری به باغ و درختا شون بزنن  خلاصه تو هر کوچه و خیابونی پر ماشین و بچه و دوچرخه  یاد بچگی های خودمون بخیر....
چشمه احمد رضا همون طور که همه میدونن باغات زیادی داره و الانم که اوایل تابستونه  میوه های تابستونی به اوج خودشون رسیدن چندتا عکس میزارم از میوه های

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1