دانلود زيباترين آهنگ سينا درخشنده  

 دانلود آهنگ جدید من یه دیوونم شب و روزم سینا درخشنده با لینک مستقیمدانلود آهنگ سینا درخشنده به نام نگو بم هیس با کیفیت بالاDownload New Music Sina Derakhshandeh – Nagoo Bem Hiss On HelenMuscپخش آنلاین + متن آهنگ + همه آهنگهای خوانده شده سینا درخشندهقبل از خواندن متن آهنگ یه آهنگ پیشنهادی فوق العاده براتون دارمریمیکس ماشین متن نگو بم هیس سینا درخشندهتو دلیمی تو اینا ادا نيست که میخوام تورو اگه گذاشتمت بری برو منی که کامل از برم تورو نمیشه بیخیال شد من یه دیوونم

ادامه مطلب  

دانلود زيباترين آهنگ سينا درخشنده  

 دانلود آهنگ جدید من یه دیوونم شب و روزم سینا درخشنده با لینک مستقیمدانلود آهنگ سینا درخشنده به نام نگو بم هیس با کیفیت بالاDownload New Music Sina Derakhshandeh – Nagoo Bem Hiss On HelenMuscپخش آنلاین + متن آهنگ + همه آهنگهای خوانده شده سینا درخشندهقبل از خواندن متن آهنگ یه آهنگ پیشنهادی فوق العاده براتون دارمریمیکس ماشین متن نگو بم هیس سینا درخشندهتو دلیمی تو اینا ادا نيست که میخوام تورو اگه گذاشتمت بری برو منی که کامل از برم تورو نمیشه بیخیال شد من یه دیوونم

ادامه مطلب  

دانلود رمان ارباب سالار  

 
نام رمان : ارباب سالارنویسنده: leily ژانر: عاشقانه و اربابیتعداد صفحات: 538 صفحهخلاصه رمان: داستان یه دختره. دختری که همیشه تنها بوده. مثل رمانهای ديگه، دختر قصه سوگلی نيست... نازپرورده نيست... با داشتن پدر هیچ وقت مهر پدری نداشته... همیشه له شده و همین له شدناش هیچ غروري رو برای اون باقی نزاشته. دختر قصه مغرور نيست؛اتفاقا خیلی هم مهربونه. حتی برای اونایی که بهش بد کردن.اما پسر قصه...تا دلت بخواد غرور داره...خودخواهه و از خود راضی ... بالاخره کم کسی

ادامه مطلب  

بخشي از منظومه ي نوستالوژيک «گرگانه» ...  

سلام علیک آهای پدر بزرگمخیال نکن هنوز  توله گرگممثل شما بزرگ شدم ماشالّایه پارچه پیر گرگ شدم ماشالّاخیال نکن که مثل بچّگی هامهرجا می رم سربار زندگی هامکامله گرگی شده ام درندهقاتل هر چرنده و پرندهگاهی تو جنگل گاهی توی کوهمیه گرگ با وقار و با شکوهمسلطون جنگل که جناب شیرهدماغشو تا بگیرم می میرهیه گلّه گوسفند و گاو و خر دارمجاتون خالی سه دوست دختر دارم***سلام علیک پدر بزرگ پیرمخیال نکن که طفل سر به زیرماینو ديگه نمی یارم به روتمواسه خودم یه

ادامه مطلب  

دیگه ندارمت  

سلام ....صبحت بخیرنمیدونم کی سرمیزنی ديگه فقط میدونم ديگه هیچ چیزی مثل قبل نيستمنم مینویسم به خیال اینکه میخونی دیشب میخواستم رمز وب رو بزارم واست تا تو هم بتونی مثل قبل بیای بنویسیولی میبینم اصلا کار درستی نيستهم باعث میشه تو به زحمت بیفتی هم خودم بیشتر منتظر میشم و اگه نیای حالم بهم میریزهپس به همین کامنتایی که میزاری قانعمسعی میکنم خودمو کنترل کنم و توقع بیجا نداشته باشمچون ديگه ندارمت یا بهتره اینجوری بگم  مثل قبل ندارمت&nb

ادامه مطلب  

Nihili  

یکی از تصمیمات قویم اینه که بعد پروژه سرمو مثل سربازا از ته بتراشم.. حس میکنم سبکی و حال خاصی داره و توجه آدم ديگه ديگه معطوف ظاهرش نمیشه..بلکه صرف اهدافش میشه... میدونم عنقدر حرف زدن از اهداف متناقض با اسمی هست که برای متن انتخاب میکنم.. ولی نیهیلیست بودن توی چه هدفی؟ توی با تو بودن.. و جنگیدن برای بقیه اهداف زندگی من جمله تورو فراموش کردن.. :)

ادامه مطلب  

آهنگ بندري جديد محسن ابراهيم زاده به نام دل مو  

دانلود آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده به نام دل مو با کیفیت بالابا دو کیفیت 320 و 128 و لینک مستقیمدل مودانلود در ادامه مطلب متن آهنگ محسن ابراهیم زاده به نام دل مودل مو گیر توء خدا میدونه بی تو یه لحظه نمی تونه بمونهعشق تو یه کاری کرده با دل مو همه شهرمون به مو میگن دیوونهمو فدای خنده هات که مهربونه نذر چشماته هرچی تو آسمونهتوی دنیای مویی یکی یدونه با تو صد سال ديگه دلوم جوونهنگرانوم نکن بیا و بد تا نکن غم هر روزمو بیا و چندتا نکننگرانوم نکن عشقمو

ادامه مطلب  

 

حرفی ندارم!کوثر برو بخواب ديگه اه!درس که نخوندی!کار عملیتم نکردی!زبانم که بلد نيستی!نقاشی هم که هیچ!میخوای همش تو کارنامه 3 ببینی احیانا؟برو بخواب ديگه! این بیمارستان لعنتی رو هم ببند! چی بهت میدن؟ اینقدر بازی میکنی؟ 15 سالگیتو چجوری گذروندی؟ ها!!! یا همش با *** یا همش با بازی! مگه قرار نبود وقتی 15 سالت شد ... بری؟ ها؟!! چی شد کوثر! پس عین بچه ی عادم برو بخواب! بازی هم بزار کنار! بشین عین بچه ی عادم کار کن! قبل اینکه بابات بیاد عادمت کنه خودت عادم شو!&

ادامه مطلب  

در راستای بهینه سازی مصرف  

بهترین کاری که از دستم بر میومد این بود که: سایه بان های دفتر را که از پارسال شهریور ديگه باز نکرده بودیم ، باز کردم تا با باران شدیدی که در حال بارش هست شسته بشن و ديگه نیاز به شستشو نداشته باشناینجور تیلوی بهینه ای هستم من....پ ن 1: حالا شانس هم که ندارم، چهارتا قطره بارون اومد و قطع شد... پ ن 2: هرکی رد میشه یه طوری نگاه میکنه ، میگه آفتاب کجا بوده که اینا سایه بان باز کردنپ ن 3: سایه بانها را نمیبندیم باشد که باز باران بگیرد

ادامه مطلب  

605  

هیچی ديگه منم اهمیت ندادم  هیچکسو ادم حساب نکردم  جواب دادم نیش زدم. اینجوریم میشههههه بعلهههههه :))))))حالا.........∆∆∆∆∆∆∆∆∆عقد دختر عمه اس میگم نرم اخه تصمیم گرفتم ديگه کاریو بی اینگه دلم بخاد انجام ندم اما انگار گاها نمیشه هر چن شایدم بشه.ولی باشه میرم ببینم چطوره بعدشم دو روز بود  میخاستم پیشرفته بخونم نشد امید است بشه فردا بخونم.دیروز زنداییم گفت بریم همون کافی شاپ جدیده نوتلاعالی بودا خیلی خوشمزه امااااابنظر

ادامه مطلب  

605  

هیچی ديگه منم اهمیت ندادم  هیچکسو ادم حساب نکردم  جواب دادم نیش زدم. اینجوریم میشههههه بعلهههههه :))))))حالا.........∆∆∆∆∆∆∆∆∆عقد دختر عمه اس میگم نرم اخه تصمیم گرفتم ديگه کاریو بی اینگه دلم بخاد انجام ندم اما انگار گاها نمیشه هر چن شایدم بشه.ولی باشه میرم ببینم چطوره بعدشم دو روز بود  میخاستم پیشرفته بخونم نشد امید است بشه فردا بخونم.دیروز زنداییم گفت بریم همون کافی شاپ جدیده نوتلاعالی بودا خیلی خوشمزه امااااابنظر

ادامه مطلب  

96 هم به پایان آمد  

سلام خوبینانقدرننوشتم که ديگه سال تموم شد.ا زکجا بگم از کی بگم آقا ما تصمیم گرفتیم که کادو روز پدر و روز مادر و عیدی با داداشم برای مامانمینا ماشین ظرفشویی بخریم دو روز قبل رو زمادر داداشم گفت داره میره ولایت از طرفی من هی فکرکردم خرید و جاسازی ماشین ظرفشویی خونه مامانینا احتیاج به تغییر دکور آشپرخونه و کابینتا داره و اگه ما عید بریم این کارا به خاطر تعطیلات انجام نمیشه و کادو ما میمونه اینه که تصمیم گرفتم منم با داداشم برم چهارشنبه شب رفتی

ادامه مطلب  

 

دوستم بهم گفت  من فکر کنم بیشتر از تو خوشحالم که ۲۴ روز ديگه خندوانه در میاد. منم گفتم ديگه خندوانه رو دوست ندارم. بهم گفت که من اون کوثرو بیشتر دوست داشتمم. همونی که عاشق رامبد و خ بود. هه هه هه خیلی خنده داره خیلیییی. منم گفتم برام مهم نی و... و اون گفت منظوری نداشت! فقط فکر مکینه اون کوثر شاد تره. من رفیقشم...  خسته شدم از بس این روزا ازم پرسیدن کی خندوانه در میاد! به من چه به من چه! به من جه!!!! اه. انگار من مسئول خندوانه ام یا جارچی خندوانه ام

ادامه مطلب  

ابر و باد و مه و بارون درکارند تا ما هی کیف کنیم  

میبینین هوار و خیلی خوبه آدم کیف میکنههر روز میگم جون میده برا پیدا روی ولی خب پیاده روی نمیکنم همش تنبلی میکنم البته همیشه خستم و سر گیجه  و دل درد و دل پیچه و ...چه هم قافیه شد ولی همیناست ديگههفته پیش تقریبا کا رخاصی نکردم تا پنج شنبه که رفتم ارایشگاه و دندون پزشکی جمعه هم خونه بودیم ناهار درست کردم داداشم اومد و قرار بود بریم ارگ من کفش بخرم رفتیم و کفش پام نشد خیل یخوشگل بود یه کفش خانمانه و عروسکی ولی نشد که نشد ديگه یکم چرخیدیم الک یو ر

ادامه مطلب  

حماقت  

متاسفانه با این سن و سال ، به تنهایی مصداق عقل سالم در بدن سالم رو نقض کردم .با اینکه از عواقبش اگاه بودم باز هم اینکارو کردم و خودمو کوچیک کردم .زنگ زدم به هشت ‌... .اولش زنگ میخورد ، بعدش خاموش شد !! فهمیدم حاضر به صحبت کردن نيست .کمی گذشت باز تکرار کردم .اینبار جواب داد .باهاش صحبت کردم و با اینکه خیلی برام سخت بود و میدونستم اشتباهه حرف دلمو زدم .گفت ماجرا ديگه برام تموم شدس...تو ديگه تموم شدی برام ،  من ديگه تو رو نمیخوام شرمنده !دقیقا همین حر

ادامه مطلب  

آخه تو چقدر گردی زمین جان !  

دختر سومی ؛ زن دوم شده (خاک بر سر الاغت کنن) ، از مادرش پرسیدن چرا دختر دادی ؟ گفته شرایطش خوب بود و ما دختر نمیدادیم یکی ديگه میداد !داماد اولی ؛ زن دوم گرفته ، حالا زن دوم کیه ؟؟؟؟ عمهء همسرش ! عمه ای که ۱۵ سال از پسره و زنش بزرگتره ! عمه به مادر دختر گفته من زن دامادت نمیشدم یکی ديگه میشد !مادر دختر در قضیه اول و دوم ، یک نفره ! و زمین عجیب گرده ! پ.ن: تصور اینکه عمه ای هووی دختربرادرش بشه ، مثل قصه هاست اما واقعیت داره ! اگه به چشم ندیده بودم باور

ادامه مطلب  

تو دلم انقلاب شده :)  

قبل ترها اگه سرم اینجا گرم نبود قطعا جای ديگه ای گرم بود ، الان هم درسته که توی اینستا اکتیو تر شدم اما علت ننوشتنم سرگرم بودن جای ديگه ای نيست.میدونی انصافانه نيست این همه اتفاق بدی که برام میفته ، اما میدونم که با ناله کردن و آبغوره گرفتن چیزی عوض نمیشه و فقط آدمها ديگه از یه جایی به بعد تحملت نمیکنن ، ول میکنن میرن اونوقت تو میمونی و همون حس گه همیشگیت...برای همینه که سکوت میکنم و صبر میکنم برای تموم شدن روزهایی که انگار تمومی ندارن.که مثل هم

ادامه مطلب  

کتاب مورد علاقتون رو معرفی کنید! - پست ثابت  

این پست ثابته!+خب کم کم داریم به نمایشگاه کتاب نزدیک میشیم.دوستان کتابایی که فکر می کنن خوبن، تو هرررررررررررر زمینه ای! رو معرفی کنن تا هم من و هم دوستان ديگه استفاده کنن.من تو ذهن خوذم کتاب خاصی ندارم ولی از دوستان ديگه می پرسم و همین جا اضافه می کنم.

ادامه مطلب  

داری به صفحات تاریخ میپیوندی عسیسم  

 دخترا به همراه پدرجانشان اومدن دنبالم که بریم خونه حسنا  از ماشین میپره بیرون و میاد تو دانشکده دنبال مامی. دانشجوها تازه از آزمایشگاه رفتند و دارم وسایلم رو جمع میکنم که میاد تو  اتاقم و با تعجب میپرسه این چیه مامان؟من: کامپیوتره ديگه عزیزم تا حالا ندیدی؟حسنا: نهمن: همون لپ تاپه حسنا: لپ تاپ نيسسسسسسسسسسست که. این چیه؟!!!!!من: مامان جون همون کارای لپ تاپ رو میکنهقانع که نشدولی من قانع شدم که ديگه داری به صفحات تاریخ متصل میشی کامی جون

ادامه مطلب  

دوست پسر و دوست دختر  

دختره اومد تو آشپزخونه گوجه سبز بشوره . برگشت به دوستش گفت : فکر میکنی این گوجه سبزا رو کی برام آورده؟(با ناز و عشوه بخونید) دوستش گفت : آرین ؟؟؟؟دختره گفت : نه اون یکی .-محمددددد؟؟+نه باباااا اون یکی - میلااااااد؟؟؟+نه عزیزممم اون یکی ی ی ی-ای وای کدومو میگی !؟؟+ بابا ارمینو میگم ديگههه .. با عشق برام چیده !!!- واااای آرمیییین؟؟؟ ها ها ها .یعنی منو فاطی  فقط پوکر فیس بودیم . وااااات ؟؟؟؟ اینا چندتا چندتا دارن ؟؟؟ بعد ازون دخترای لوسی بودن که ب

ادامه مطلب  

چرا همچین شدم !!  

خونه چند وقته عین دسته گله ، برق میزنه نه که مواقع ديگه کل کثیف باشه ها ولی این جور خانه داری هم هیچ وقت مدلِ من نبوده ،حالا چرا همچین شده ؟ آهان چون کارهای مهم تری هست که باید انجام بشه!! ولی طبق عادت و اخلاقهای نه چندان دلپسندِ این چند سال اخیرم هر کاری می کنم تا اون کارهارو نکنم !!آی خونه تمیز می کنم ، آی غذا درست می کنم ، آی جمع و جور می کنم که بیا و ببین حالا از دیروز یه کار مهمتر پیش اومد و از دیروز همه اون کار مهم قبلی هارو انجام دادم

ادامه مطلب  

چرا همچین شدم !!  

خونه چند وقته عین دسته گله ، برق میزنه نه که مواقع ديگه کل کثیف باشه ها ولی این جور خانه داری هم هیچ وقت مدلِ من نبوده ،حالا چرا همچین شده ؟ آهان چون کارهای مهم تری هست که باید انجام بشه!! ولی طبق عادت و اخلاقهای نه چندان دلپسندِ این چند سال اخیرم هر کاری می کنم تا اون کارهارو نکنم !!آی خونه تمیز می کنم ، آی غذا درست می کنم ، آی جمع و جور می کنم که بیا و ببین حالا از دیروز یه کار مهمتر پیش اومد و از دیروز همه اون کار مهم قبلی هارو انجام دادم

ادامه مطلب  

چرا همچین شدم !!  

خونه چند وقته عین دسته گله ، برق میزنه نه که مواقع ديگه کل کثیف باشه ها ولی این جور خانه داری هم هیچ وقت مدلِ من نبوده ،حالا چرا همچین شده ؟ آهان چون کارهای مهم تری هست که باید انجام بشه!! ولی طبق عادت و اخلاقهای نه چندان دلپسندِ این چند سال اخیرم هر کاری می کنم تا اون کارهارو نکنم !!آی خونه تمیز می کنم ، آی غذا درست می کنم ، آی جمع و جور می کنم که بیا و ببین حالا از دیروز یه کار مهمتر پیش اومد و از دیروز همه اون کار مهم قبلی هارو انجام دادم

ادامه مطلب  

چرا همچین شدم !!  

خونه چند وقته عین دسته گله ، برق میزنه نه که مواقع ديگه کل کثیف باشه ها ولی این جور خانه داری هم هیچ وقت مدلِ من نبوده ،حالا چرا همچین شده ؟ آهان چون کارهای مهم تری هست که باید انجام بشه!! ولی طبق عادت و اخلاقهای نه چندان دلپسندِ این چند سال اخیرم هر کاری می کنم تا اون کارهارو نکنم !!آی خونه تمیز می کنم ، آی غذا درست می کنم ، آی جمع و جور می کنم که بیا و ببین حالا از دیروز یه کار مهمتر پیش اومد و از دیروز همه اون کار مهم قبلی هارو انجام دادم

ادامه مطلب  

هارپ دیگری بوشهر را لرزاند  

امروز 30 فروردین 1397 زلزله 5.9 ریشتری بوشهر را در حوالی کاکی لرزاند (حدود ساعت 11:04 صبح). این زمین لرزه در عمق 18 کیلومتری زمین رخ داده. همان طور که میدانید اولین هارپی که ایران را لرزاند در همین استان تشخیص داده اند. حالا بوشهر میره که برای بار چندم با این شدت زلزله چند پس لرزه ديگه داشته باشه و این تازه شروع یک ماجراست. اتفاق بعدی که برای این شهر میفته باز هم گرمتر شدن لایه های سطحی زمین و کم آبی بیشتر در پی آن هست. چون ابرهای باران زا رطوبت لازم رو ب

ادامه مطلب  

1090-خونه دوست  

امروز عصر رفتم خونه یک دوست ۲۰ساله! بعد ۱۰ سال میدیدمش!توی این مدت تلفنی یا دورادور خبر داشتیم از همديگه.خیلی خیلی خوب بود..چقدر لذت بردم از بودن باهاش:-)خونه اش پر از عشق بود.بعد تازه فهمیدم که من وقتی خیلی کوچیک بودم.خونه عمه شوهرش میرفتم و میومدم و کلی دوستش داشتم:-))بعد بابا و مامان..با پدر شوهرش دوست بودند و کلی ماجراها داشتند:-))چقققدر دنیا کوچیکه...قرار شد ادرس بگیرم با خانواده بریم خونه پدرشوهرش:-))خیلی خیلی خیلی خوب بود‌...پر از عشق و عاشقی.

ادامه مطلب  

1090-خونه دوست  

امروز عصر رفتم خونه یک دوست ۲۰ساله! بعد ۱۰ سال میدیدمش!توی این مدت تلفنی یا دورادور خبر داشتیم از همديگه.خیلی خیلی خوب بود..چقدر لذت بردم از بودن باهاش:-)خونه اش پر از عشق بود.بعد تازه فهمیدم که من وقتی خیلی کوچیک بودم.خونه عمه شوهرش میرفتم و میومدم و کلی دوستش داشتم:-))بعد بابا و مامان..با پدر شوهرش دوست بودند و کلی ماجراها داشتند:-))چقققدر دنیا کوچیکه...قرار شد ادرس بگیرم با خانواده بریم خونه پدرشوهرش:-))خیلی خیلی خیلی خوب بود‌...پر از عشق و عاشقی.

ادامه مطلب  

1090-خونه دوست  

امروز عصر رفتم خونه یک دوست ۲۰ساله! بعد ۱۰ سال میدیدمش!توی این مدت تلفنی یا دورادور خبر داشتیم از همديگه.خیلی خیلی خوب بود..چقدر لذت بردم از بودن باهاش:-)خونه اش پر از عشق بود.بعد تازه فهمیدم که من وقتی خیلی کوچیک بودم.خونه عمه شوهرش میرفتم و میومدم و کلی دوستش داشتم:-))بعد بابا و مامان..با پدر شوهرش دوست بودند و کلی ماجراها داشتند:-))چقققدر دنیا کوچیکه...قرار شد ادرس بگیرم با خانواده بریم خونه پدرشوهرش:-))خیلی خیلی خیلی خوب بود‌...پر از عشق و عاشقی.

ادامه مطلب  

ریدهء هم کلاسی  

میدونی؟یکی از گه ترین اتفاقاتی ک میتونه تو این روزا بیفته چیه؟ بذا من بهت بگم.اینه ک دلت بشکنه.یجوری هم بزنن بشکونن، ک ديگه کل اون روز نتونی خودتو جم کنی.یک از گه تریناشون اینه ک از کسی ک انتظار نداری حرف بخوری.حرف  نخوریا! حـــــــــرف بخوری.چن روز پیش ی روز بعد اردو ش زنگ زد ی چیز گف رید ب اعصابم. چن روز بعدش دوباره درمورد کسی ک نباید نظر میداد نظر داد. اونم چیزی ک لایق خودشو جد و اباد کثیف تر از خودشه.ی ماه پیش قبل عید س گند زد ب اعصابم. اونم

ادامه مطلب  

ریدهء هم کلاسی  

میدونی؟یکی از گه ترین اتفاقاتی ک میتونه تو این روزا بیفته چیه؟ بذا من بهت بگم.اینه ک دلت بشکنه.یجوری هم بزنن بشکونن، ک ديگه کل اون روز نتونی خودتو جم کنی.یک از گه تریناشون اینه ک از کسی ک انتظار نداری حرف بخوری.حرف  نخوریا! حـــــــــرف بخوری.چن روز پیش ی روز بعد اردو ش زنگ زد ی چیز گف رید ب اعصابم. چن روز بعدش دوباره درمورد کسی ک نباید نظر میداد نظر داد. اونم چیزی ک لایق خودشو جد و اباد کثیف تر از خودشه.ی ماه پیش قبل عید س گند زد ب اعصابم. اونم

ادامه مطلب  

ریدهء هم کلاسی  

میدونی؟یکی از گه ترین اتفاقاتی ک میتونه تو این روزا بیفته چیه؟ بذا من بهت بگم.اینه ک دلت بشکنه.یجوری هم بزنن بشکونن، ک ديگه کل اون روز نتونی خودتو جم کنی.یک از گه تریناشون اینه ک از کسی ک انتظار نداری حرف بخوری.حرف  نخوریا! حـــــــــرف بخوری.چن روز پیش ی روز بعد اردو ش زنگ زد ی چیز گف رید ب اعصابم. چن روز بعدش دوباره درمورد کسی ک نباید نظر میداد نظر داد. اونم چیزی ک لایق خودشو جد و اباد کثیف تر از خودشه.ی ماه پیش قبل عید س گند زد ب اعصابم. اونم

ادامه مطلب  

ریدهء هم کلاسی  

میدونی؟یکی از گه ترین اتفاقاتی ک میتونه تو این روزا بیفته چیه؟ بذا من بهت بگم.اینه ک دلت بشکنه.یجوری هم بزنن بشکونن، ک ديگه کل اون روز نتونی خودتو جم کنی.یک از گه تریناشون اینه ک از کسی ک انتظار نداری حرف بخوری.حرف  نخوریا! حـــــــــرف بخوری.چن روز پیش ی روز بعد اردو ش زنگ زد ی چیز گف رید ب اعصابم. چن روز بعدش دوباره درمورد کسی ک نباید نظر میداد نظر داد. اونم چیزی ک لایق خودشو جد و اباد کثیف تر از خودشه.ی ماه پیش قبل عید س گند زد ب اعصابم. اونم

ادامه مطلب  

ریدهء هم کلاسی  

میدونی؟یکی از گه ترین اتفاقاتی ک میتونه تو این روزا بیفته چیه؟ بذا من بهت بگم.اینه ک دلت بشکنه.یجوری هم بزنن بشکونن، ک ديگه کل اون روز نتونی خودتو جم کنی.یک از گه تریناشون اینه ک از کسی ک انتظار نداری حرف بخوری.حرف  نخوریا! حـــــــــرف بخوری.چن روز پیش ی روز بعد اردو ش زنگ زد ی چیز گف رید ب اعصابم. چن روز بعدش دوباره درمورد کسی ک نباید نظر میداد نظر داد. اونم چیزی ک لایق خودشو جد و اباد کثیف تر از خودشه.ی ماه پیش قبل عید س گند زد ب اعصابم. اونم

ادامه مطلب  

ریدهء هم کلاسی  

میدونی؟یکی از گه ترین اتفاقاتی ک میتونه تو این روزا بیفته چیه؟ بذا من بهت بگم.اینه ک دلت بشکنه.یجوری هم بزنن بشکونن، ک ديگه کل اون روز نتونی خودتو جم کنی.یک از گه تریناشون اینه ک از کسی ک انتظار نداری حرف بخوری.حرف  نخوریا! حـــــــــرف بخوری.چن روز پیش ی روز بعد اردو ش زنگ زد ی چیز گف رید ب اعصابم. چن روز بعدش دوباره درمورد کسی ک نباید نظر میداد نظر داد. اونم چیزی ک لایق خودشو جد و اباد کثیف تر از خودشه.ی ماه پیش قبل عید س گند زد ب اعصابم. اونم

ادامه مطلب  

ریدهء هم کلاسی  

میدونی؟یکی از گه ترین اتفاقاتی ک میتونه تو این روزا بیفته چیه؟ بذا من بهت بگم.اینه ک دلت بشکنه.یجوری هم بزنن بشکونن، ک ديگه کل اون روز نتونی خودتو جم کنی.یک از گه تریناشون اینه ک از کسی ک انتظار نداری حرف بخوری.حرف  نخوریا! حـــــــــرف بخوری.چن روز پیش ی روز بعد اردو ش زنگ زد ی چیز گف رید ب اعصابم. چن روز بعدش دوباره درمورد کسی ک نباید نظر میداد نظر داد. اونم چیزی ک لایق خودشو جد و اباد کثیف تر از خودشه.ی ماه پیش قبل عید س گند زد ب اعصابم. اونم

ادامه مطلب  

صبر  

همیشه اینقدر صبر کردم که وقتی به جمیلش رسیده، یه جوری گند زدم که کل صبر رو شسته و برده:/پ.نروحم جای غلطی ایستاده... دلم می خاد برم توهمون روستای تاجیکی و ساعت ها به یک زن تاجیکی خیره بشم. تابلویی خلق کرده خداوند... در دنیایی هستم که خیلی می شنوم بعد از زایمان طبیعی زن، مرد رفته دنبال زن ديگه.روحم جای غلطی ایستاده...وقتی توی مستند برف می بارید، قلبم با ذرات برف، کنده می شد و می ریخت...به سختی تونستم یاد اون روزهایی رو تو خاطرم زنده کنم که برف می بارید

ادامه مطلب  

صبر  

همیشه اینقدر صبر کردم که وقتی به جمیلش رسیده، یه جوری گند زدم که کل صبر رو شسته و برده:/پ.نروحم جای غلطی ایستاده... دلم می خاد برم توهمون روستای تاجیکی و ساعت ها به یک زن تاجیکی خیره بشم. تابلویی خلق کرده خداوند... در دنیایی هستم که خیلی می شنوم بعد از زایمان طبیعی زن، مرد رفته دنبال زن ديگه.روحم جای غلطی ایستاده...وقتی توی مستند برف می بارید، قلبم با ذرات برف، کنده می شد و می ریخت...به سختی تونستم یاد اون روزهایی رو تو خاطرم زنده کنم که برف می بارید

ادامه مطلب  

صبر  

همیشه اینقدر صبر کردم که وقتی به جمیلش رسیده، یه جوری گند زدم که کل صبر رو شسته و برده:/پ.نروحم جای غلطی ایستاده... دلم می خاد برم توهمون روستای تاجیکی و ساعت ها به یک زن تاجیکی خیره بشم. تابلویی خلق کرده خداوند... در دنیایی هستم که خیلی می شنوم بعد از زایمان طبیعی زن، مرد رفته دنبال زن ديگه.روحم جای غلطی ایستاده...وقتی توی مستند برف می بارید، قلبم با ذرات برف، کنده می شد و می ریخت...به سختی تونستم یاد اون روزهایی رو تو خاطرم زنده کنم که برف می بارید

ادامه مطلب  

صبر  

همیشه اینقدر صبر کردم که وقتی به جمیلش رسیده، یه جوری گند زدم که کل صبر رو شسته و برده:/پ.نروحم جای غلطی ایستاده... دلم می خاد برم توهمون روستای تاجیکی و ساعت ها به یک زن تاجیکی خیره بشم. تابلویی خلق کرده خداوند... در دنیایی هستم که خیلی می شنوم بعد از زایمان طبیعی زن، مرد رفته دنبال زن ديگه.روحم جای غلطی ایستاده...وقتی توی مستند برف می بارید، قلبم با ذرات برف، کنده می شد و می ریخت...به سختی تونستم یاد اون روزهایی رو تو خاطرم زنده کنم که برف می بارید

ادامه مطلب  

صبر  

همیشه اینقدر صبر کردم که وقتی به جمیلش رسیده، یه جوری گند زدم که کل صبر رو شسته و برده:/پ.نروحم جای غلطی ایستاده... دلم می خاد برم توهمون روستای تاجیکی و ساعت ها به یک زن تاجیکی خیره بشم. تابلویی خلق کرده خداوند... در دنیایی هستم که خیلی می شنوم بعد از زایمان طبیعی زن، مرد رفته دنبال زن ديگه.روحم جای غلطی ایستاده...وقتی توی مستند برف می بارید، قلبم با ذرات برف، کنده می شد و می ریخت...به سختی تونستم یاد اون روزهایی رو تو خاطرم زنده کنم که برف می بارید

ادامه مطلب  

صبر  

همیشه اینقدر صبر کردم که وقتی به جمیلش رسیده، یه جوری گند زدم که کل صبر رو شسته و برده:/پ.نروحم جای غلطی ایستاده... دلم می خاد برم توهمون روستای تاجیکی و ساعت ها به یک زن تاجیکی خیره بشم. تابلویی خلق کرده خداوند... در دنیایی هستم که خیلی می شنوم بعد از زایمان طبیعی زن، مرد رفته دنبال زن ديگه.روحم جای غلطی ایستاده...وقتی توی مستند برف می بارید، قلبم با ذرات برف، کنده می شد و می ریخت...به سختی تونستم یاد اون روزهایی رو تو خاطرم زنده کنم که برف می بارید

ادامه مطلب  

صبر  

همیشه اینقدر صبر کردم که وقتی به جمیلش رسیده، یه جوری گند زدم که کل صبر رو شسته و برده:/پ.نروحم جای غلطی ایستاده... دلم می خاد برم توهمون روستای تاجیکی و ساعت ها به یک زن تاجیکی خیره بشم. تابلویی خلق کرده خداوند... در دنیایی هستم که خیلی می شنوم بعد از زایمان طبیعی زن، مرد رفته دنبال زن ديگه.روحم جای غلطی ایستاده...وقتی توی مستند برف می بارید، قلبم با ذرات برف، کنده می شد و می ریخت...به سختی تونستم یاد اون روزهایی رو تو خاطرم زنده کنم که برف می بارید

ادامه مطلب  

سه شنبه 4 اردیبهشت  

امروز خیلی حس بدی دارماز وقتی بیدارم ناراحتمکلاسمو نرفتم صبحدلم میخاد توی خودم باشمدلم میخاد یه مدت تنها باشمکسی دور و برم نباشهینی دلم میخاد یکی باشه که وقتی اون یکی هم نيست ترجیح میدم کسی ديگه هم نباشهتنهاییم مث یه غار شدهباز اینستامو دی اکتیو کردم باز عکس پروفایلمو پاک کردم (وقتی خیلی ناراحتم این کارا رو میکنم تا دور بمونم و توی فضای مجازی ضعف نشون ندم)کاش دنیا یکم فرق داشتکاش من قوی تر بودمیا خیلی کاش های ديگه ....کاش یکیتون دلداریم میدا

ادامه مطلب  

سه شنبه 4 اردیبهشت  

امروز خیلی حس بدی دارماز وقتی بیدارم ناراحتمکلاسمو نرفتم صبحدلم میخاد توی خودم باشمدلم میخاد یه مدت تنها باشمکسی دور و برم نباشهینی دلم میخاد یکی باشه که وقتی اون یکی هم نيست ترجیح میدم کسی ديگه هم نباشهتنهاییم مث یه غار شدهباز اینستامو دی اکتیو کردم باز عکس پروفایلمو پاک کردم (وقتی خیلی ناراحتم این کارا رو میکنم تا دور بمونم و توی فضای مجازی ضعف نشون ندم)کاش دنیا یکم فرق داشتکاش من قوی تر بودمیا خیلی کاش های ديگه ....کاش یکیتون دلداریم میدا

ادامه مطلب  

مرسی گوگل خره ی ابجیم  

وای! فقط میتونم بگم وای! تا مرز سکته رفتم! رمز موبایلمو یادم رفته بود. تا مرز سکته رفتم! اگه بابام میفهمید بدبخت میشدم. واااااااااااااااای ینی اگه اینو نمیفهمیدم ديگه رنگ موبایملو برای هیچ وقت نمیدیدم! هیچ وقت! الان چرا دارم گریه میکنم؟ اها خوشحالی!حالا چی شد؟هیچی هر چی سرچ زدیم انجام دادیم اما درست نشد رو گوشی من عملی نمیشد! چون ستاره رو نداشتم! بعد گفتم بزار مارک گوشی رو کلشو بنویسم نوشتم و گفت خونه رو هم نگه دار شد! یک چیز جدید گرفتم! وااا

ادامه مطلب  

نظر شما چیه استاد؟  

اما از دیدگاه جامعه شناسی من هدف  وسیله رو توجیه نمیکنه قبول دارم در مورد قسمتی که گفتی بعضی کلمات تو زمانشون متداول بوده ولی اینا ديگه خیلی زشته خو ....وای حالم بد شد اما چیزای ديگه هم در موردش خوندم ....همون قسمت تصوفش میدونم صوفی دو مدله ...بعضیاشون از مدلای عرفانیش هستن و‌بعضیا میرن تو وادی ترکستان این بنده خدا یه جاهایی ره به ترکستان برده ...مگه نه؟

ادامه مطلب  

آتش در بالکنی من!  

این روزها یه جورایی بی حوصله ام. چند بار هم خواستم چیزی بنویسم اینجا ولی یا موضوع از ذهنم پریده یا ديگه مورد قابل عرض ی نبوده. دیروز رفتم سراغ این شیشه که قبلآ کنار دیواری گذاشته بودن که اگه کسی می خواد برداره. منم برش داشته بودم چون پایه ی میز قشنگی دارم که رویه نداشت. دیروز تصمیم گرفتم کمی تغییر به شکل بالکنیمون بدم. اون شیشه رو نیم ساعته نقاشی کردم که بنظرم قشنگ شد و می خوام یه جوری بعنوان دکور ازش استفاده کنم. تا چند ساعت ديگه (یا فوقش تا ف

ادامه مطلب  

آتش در بالکنی من!  

این روزها یه جورایی بی حوصله ام. چند بار هم خواستم چیزی بنویسم اینجا ولی یا موضوع از ذهنم پریده یا ديگه مورد قابل عرض ی نبوده. دیروز رفتم سراغ این شیشه که قبلآ کنار دیواری گذاشته بودن که اگه کسی می خواد برداره. منم برش داشته بودم چون پایه ی میز قشنگی دارم که رویه نداشت. دیروز تصمیم گرفتم کمی تغییر به شکل بالکنیمون بدم. اون شیشه رو نیم ساعته نقاشی کردم که بنظرم قشنگ شد و می خوام یه جوری بعنوان دکور ازش استفاده کنم. تا چند ساعت ديگه (یا فوقش تا ف

ادامه مطلب  

آتش در بالکنی من!  

این روزها یه جورایی بی حوصله ام. چند بار هم خواستم چیزی بنویسم اینجا ولی یا موضوع از ذهنم پریده یا ديگه مورد قابل عرض ی نبوده. دیروز رفتم سراغ این شیشه که قبلآ کنار دیواری گذاشته بودن که اگه کسی می خواد برداره. منم برش داشته بودم چون پایه ی میز قشنگی دارم که رویه نداشت. دیروز تصمیم گرفتم کمی تغییر به شکل بالکنیمون بدم. اون شیشه رو نیم ساعته نقاشی کردم که بنظرم قشنگ شد و می خوام یه جوری بعنوان دکور ازش استفاده کنم. تا چند ساعت ديگه (یا فوقش تا ف

ادامه مطلب  

آتش در بالکنی من!  

این روزها یه جورایی بی حوصله ام. چند بار هم خواستم چیزی بنویسم اینجا ولی یا موضوع از ذهنم پریده یا ديگه مورد قابل عرض ی نبوده. دیروز رفتم سراغ این شیشه که قبلآ کنار دیواری گذاشته بودن که اگه کسی می خواد برداره. منم برش داشته بودم چون پایه ی میز قشنگی دارم که رویه نداشت. دیروز تصمیم گرفتم کمی تغییر به شکل بالکنیمون بدم. اون شیشه رو نیم ساعته نقاشی کردم که بنظرم قشنگ شد و می خوام یه جوری بعنوان دکور ازش استفاده کنم. تا چند ساعت ديگه (یا فوقش تا ف

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >