بند دل ...  

دوستی پستی کوتاه نوشت و فکرم را درگیر کرد
نوشت ؛ بند دل آدم کجاست 
که با شنیدن اسم یا نام یا یاد یا نشانه ی کسی 
پاره می‌شود 
واقعا بند دل کجاست و چرا با نام و یاد کسی داره می‌شود 
بند دل من با شنیدن نام او پاره می‌شود
او .............................................

ادامه مطلب  

واقعیت مرگ  

وقتی میمیریم، ما را به اسم صدا نمی کنند
و درباره ما می گویند: جسد کجاست ؟و بعد از غسل دادن می گویند :جنازه کجاست ؟وبعد از خاک سپاری می گویند: قبر میت کجاست ؟همه لقب ها و پست هایی که در دنیا داشتیم بعد از مرگ فراموش میشهمدیر ، مهندس ، مسؤول ، دکتر، بازرس...پس فروتن و متواضع باشیم...نه مغرور و متكبر...پس به چی مینازید؟؟؟؟؟!!!!!!!عارفی گفت : آنچه ازسر گذشت ؛ شد سرگذشت!!! حیف بی دقت گذشت؛ اما گذشت!!!تاکه خواستیم یک «دوروزی» فکرکنیم!!!!!!!بردرخانه نوشتند؛ درگ

ادامه مطلب  

 

پیرزنی هر هفته مبلغ شش هزار دلار به حساب خودش واریز میکرد. بعد از گذشتن چند سال توی ذهن رئیس بانک سوال ایجاد شد که منبع درامد این پیرزن از کجاست؟!

ادامه مطلب  

 

 
کجاست بالهای من؟ بریدم این طناب راسمندرانه زین قفس بدیدم آفتاب را
رها شدم، جدا شدم، هوا شدم، صدا شدمچه ها بدم، چه ها شدم؟ نظر کن انقلاب را
گسسته پا، گشاده دل، گشوده لب، کشیده پرچنان کز ابر می برد فلک دو دست آب را
شراب و سرکه ذات هم، سبو و برکه ذات همگنه فروش و می ستان، به اجرتش ثواب را
یسار تو یمین تو، گمان تو یقین توتو خود جهات عالمی، رها کن انتخاب را
ز خود گسست بایدت، ز هرچه هست بایدت،رفیق مست بایدت، پیاله کن شراب را
9/10/95 - فرمان فرضی

ادامه مطلب  

مولانا / جانا قبول گردان این جست و جوی ما را  

جانا قبول گردان این جست و جوی ما رابنده و مرید عشقیم برگیر موی ما رابی ساغر و پیاله درده میی چو لالهتا گل سجود آرد سیمای روی ما رامخمور و مست گردان امروز چشم ما رارشک بهشت گردان امروز کوی ما راما کان زر و سیمیم دشمن کجاست زر رااز ما رسد سعادت یار و عدوی ما را

ادامه مطلب  

رعد و برق  

بچه که بودم همیشه از رعد و برق میترسیدم.از این داستان بچگونه که ابرا با هم دعواشون شده و سر هم داد میزننو هم دیگه رو کتک میزنن میترسیدم.
و حالا درست زیر یکی از اون رعد و برق های ترسناک نشستم، اهنگ محبوبم رو گوش میدم وصدای بارون زمینه ی اهنگو میسازه و باد، موهای تازه بلند شده رو میکوبه به صورتم...
حال خوبیه...جاش خالی...جای سربازی که معلوم نیست اصلا کجاست!!!؟؟
امیدوارم هرجا هست بازم بخنده...بازم شاد باشه...دنیا به ادمایی شبیه اون نیاز داره...شبیه مرد

ادامه مطلب  

خواجه حافظ شیرازی / باده از خون رزان است نه از خون شماست  

روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاستمی ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواستنوبه زهدفروشان گران جان بگذشتوقت رندی و طرب کردن رندان پیداستچه ملامت بود آن را که چنین باده خورداین چه عیب است بدین بی‌خردی وین چه خطاستباده نوشی که در او روی و ریایی نبودبهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاستما نه رندان ریاییم و حریفان نفاقآن که او عالم سر است بدین حال گواستفرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیموان چه گویند روا نیست نگوییم رواستچه شود گر من و تو چند قدح ب

ادامه مطلب  

ماوی  

علاقه‌یِ همیشه‌ام
نگران نباش خوبم
فقط دلم برایِ تو تنگ شده
چشمم، دل‌به جاده زده وُ
راهی‌ِ راه شده
نگران نباش خوبم.‌‌..
راستی تو می‌دانی خوبی یعنی چی؟
کجاست و با که‌ها می‌گردد؟
می‌دانی شب‌ها با کدام بالش می‌خوابد وُ
روزها، آفتابِ کدام سمت می‌شود؟
می‌دانی خوب یعنی چه؟ 
چی کجا دَم می‌گیرد وُ
دَمش، کجا گرم است؟
نگران نباش خوبم علاقه جان
تو خوبِ من باشی، من خوبم
خیالِ خوبی دارم وُ
خوابی، واویلا
خیال به‌خواب می‌زند و خواب به‌خیال
بیخی

ادامه مطلب  

آقای رئیس جمهور  

جناب ریاست جمهور ( بعمل کار برآید   به سخنرانی نیست)
مدتی است راجع بکارهای جنابعالی خاموش شده وسخنی نگفتم  وشما هرروز در سخنرانیها وعده واز برجام سخن می فرمائید ولی نکته اصلی یعنی ایجاد کار برای جوانان و سیر نمودن شکم ملت زیرفقر با حقوق زیر یک میلیون رافراموش نموده اید ملت گرسنه جاده شمال وجاده کرج واتوبوس ومترو نمی خواهند ملت گرسنه سیر کردن خانواده وخرج تحصیل دانش جویانشان را طلب دارند وشما ودولت محترمتان را به ترمیم اساسی راجع به بازنشس

ادامه مطلب  

قدیمی‌ترین شهر ایران کجاست؟  

شوش، قلب تاریخی ایران است؛ پایتخت نخستین تمدن ایران زمین در ۷ هزار سال پیش که تا قرن ها پس از آن هم جایگاه مهم خود را از دست نداد و هنوز هم مسکونی باقی ماندها ست؛ شهری که بی شک یکی از دیدنی ترین و غنی ترین ذخایر تاریخی این سرزمین زیبا است.


گرچه در سال های بسیار دور، باستان شناسان فرانسوی، گنجینه های باستانی شوش را با خود به موزه «لوور» بردند و برای همیشه حسرت به دل مردم ایران نشاندند؛ با این حال هنوز هم می توان شکوه باستانی این شهر را در جای جا

ادامه مطلب  

امروز  

امروز که دارم دقیق فکر می کنم می بینم که خشمی که از مریم داشتم همش رو سر علی خالی کردم، واقعا نمی دونم چرا.............البته شایدم بدونم ..بس که خاک بر سرم...........بس که نیاز دارم که علی بهم توجه کنه و اونم که از اون روز گذاشت و رفت و دیگه می دونم که از دلش در نمیاد
وقتی یادش می افتم که چقدر بد باهاش حرف زدم و این وسط ندا رو هم کشیدم  به میون و خلاصه عین یه عقده ای واقعی برخورد کردم و بعدش که از علی عذر خواهی کردم برگشته و به من می گه که من از تو ناراحت نمی شم

ادامه مطلب  

اسلام واقعی کجاست؟  

اسلام این نیست که آخوندا در ایران میگن!
اسلام این نیست که داعش در سوریه نشان میده!
اسلام این نیست که وهابیهای عربستان میگن!
اسلام این نیست که طالبان در افغانستان اجرا می کنه!
اسلام این نیست که در پاکستان نشان داده میشه!
اسلام این نیست که بوکوالحرام میگه!
اسلام القاعده هم درست نیست!
هموطن مسلمان سئوال بنده اینجاست که از این همه کشور مسلمان در دنیا کدام کشور هست که اسلام واقعی در آن پیاده می شود؟؟
 

ادامه مطلب  

بهشت کجاست !!!  

اینم از ویوی بهشت کوه ماست
این پست رو تو اینیستاگرامم گذاشتم 
نوشتم اینجا آمریکا نیست 
بندپی ماست ...
(بندپی اسم منطقه ماست)
این پستم برا اونایی که روزه شون باطل نشه از بی پستی من 
*****************************************************
ب.ن : ی رازیو کشف کردم. برای اینکه سرماخوردگیتون زودتر خوب بشه هییییییی فین کنید و خالی کنید بینیتونو. درسته چندش اوره ولی واقعا تاثیر داره. من کار هر دقمه. درسا میگه بابااااااا 

ادامه مطلب  

شاید برای شماهم اتفاق بیفتد!!  

نمیدونم براتون پیش اومده یا نه یه تکه پوست گوشه ناخن میزنه بیرون انقد دردناکه که یه بند انگشت گاهی کلا اون انگشت ورم داره یا اذیته ! قدیم خمیر ترش درست میکردن و دور انگشت میزدن صبح که از خواب بیدار میشدن تمام چرک از گوشه ناخن به خمیر جذب شده بود بی درد و آزار 
چند روزی بود با همچین عارضه ای مکافات داشتم سخت! بند اول انگشتم به هرجا میخورد آه از نهادم بلند میشد:| 
از طرفی لوله های این منطقه اکثرا روکار هست که برای خوزستان اصلا خوب نیست ،آب درحال ج

ادامه مطلب  

خواب  

مدتیه که پیش کارن می خوابم. به توصیه همسر و مامان.تقریبا میشه گفت جدا کردنش از شش ماهگیش خیلی موفقیت امیز نبود.نصفه های شب بلند میشه و منو صدا می کنه و دلش نمی خواد از من جدا بشه.حالا که فکرمی کنم اصراری هم نیست برای جدا کردن این نی نی کوچولو که هنوز خیلی کوچولوعه.اینجوری هر سه تامون راحت تر می خوابیم.یه جای گنده میندازم زمین اتاقش و کنارش خودمو به خواب می زنم و اونم انقدر خودشو به من می ماله و سرشو رو اقصا نقاط بدنم میذارم تا خوابش می بره.جدیدا

ادامه مطلب  

چشمان تو پیچیده ترین معضل دنیاست  

بسم الله الرحمن الرحیم
#51
یه متن بود در مورد کسایی که عاشق میشن فلان میشن و اینا خیلی مسخره کرده بود در کل فرستادم برا آرین و یه پیام در موردش فرستادم در جواب گفت نبودن منطق و احساس بیش از منطق قبول داشتن باعث همین چیزا میشه همین
-نه اینکع تو خیلی منطقی هستی  بنظر من ادم باید کار دلشو بکنه منطق همیشه همه چیو خراب می‌کنه
_اشتبه حرفت
-چرا ؟
_احساس باید تابع منطق باشه
-نه اگه اینطوریه پ چرا تو انقد ازادی
_چ ربطی داره؟
-خیلی ربط داره تو هر کاری دلت بخ

ادامه مطلب  

آمار فضایی:فرم¬های داده¬های مکانی  

فرم¬های داده¬های مکانی
مدل¬های فرم مکانی ساختار و توزیع عوارض را در مکان جغرافیایی ارائه می¬کند. مدل فرم مکانی پاسخ-گوی دو سوال است: 1) چه چیز؟ و 2) کجاست؟ در مدل فرم مکانی، جهان واقعی (کره زمین) به صورت یک مدل شبیه سازی (نقطه، خط، سطح و...) تبدیل.........
 
برگرفته از کتاب آمار فضایی نوشته دکتر سعید جوی زاده ،ساره حدادی و محمد صادق درانی نژادتلفن سفارش:09382252774،- موسسه چشم انداز هزاره سوم ملل شیرازقابل توجه رشته های محیط زیست-جغرافیا-آب و هواشناسی-GIS-RS-

ادامه مطلب  

داستان کوتاه - کندار - قسمت سوم  

صداهای مبهمی به گوشش می رسید. اصلا زمان و مکان را به یاد نمی آورد و توان تکان خوردن نداشت. وقتی در تلاش برای باز کردن چشم هایش ناکام ماند، دوباره از حال رفت و ساعتی بعد، به هوش آمد. این بار توانش بیشتر شده بود، می توانست تکان بخورد و با هر زحمتی بود چشم هایش را باز کرد. فشار سنگینی روی پلک هایش حس می کرد و چیزی جز تصاویر تار نمی دید. صدای بم و کلفتی را شنید که گفت:
-بالاخره به هوش اومدی؟
قادر نبود به سمت صدا بچرخد. صدا نزدیک تر شد:
-گفتم اتاقو زیاد رو

ادامه مطلب  

به خانه ام بر میگردم  

 
 تکراری میشود اگر بنویسم که این ها را یک مهسای متحول می نویسد؟؟ یعنی این قدر که با این کلمه تحول بازی شده است و همه دایم در حال متحول شدن هستند و جوک در موردش می سازند که خدا می داند. اما من میخواهم بگویم واقعا در من تغییری رخ داده است. تغییری که در گوشت و پوستم حسش میکنم.
این تغییر به مرور در من اینجا شد نه یک شبه نه یک روزه نه در عرض یک ماه . جرقه اش زمانی زده شد که یک روز صبح وقتی از خواب بیدار شدم و همان طور که با چشمانی نیمه باز اخبار را چک میک

ادامه مطلب  

امتحان فیزیک و شیمی  

سلام
خوبین؟
خوشین؟
میخواستم یهو برم غیب شم. یه چند وقتی از شر این مجازی راحت باشم.
دلم نیومد واسه دوستام دلم تنگ شد.
امروز اومدم. برای این شیمی عن از پریشب هی داشتم میخوندم دشیب موقع سحر یه دور روخونی تموم شد. بعد سحر دوساعت خوابیدم بعدش بیدارشدم یه سره خوندم. همچنان معتقدم شیمی مزخرفه ://
من میزان علاقه ام به یه درس به معلمش بسنگی داره. اصن من به عشق شیمی اومدم تجربی ولی معلمش منو ضایع میکرد باهاش حال نمیکردم منم از شیمی متنفر شدم ://
 فیزیک و ری

ادامه مطلب  

آسانسور  

از پله بالا میروم. مارپیچ است. باریک هم هست. پیرزنی با عصا پایین می آید. عصا در دست راستش است. نیمه چپ بدنش را چهل و پنج درجه می چرخاند. پای چپ را روی پله پایین می گذارد. مارپیچ به خود می پیچد. مکث می کند. عصایش را روی لبه راست پله پایین می گذارد، طوری که فضا برای پای راستش باقی بماند. سمت راست را چهل و پنج درجه می چرخاند. پای راست را پایین می گذارد. مارپیچ می لرزد. و دوباره تکرار. هر چرخه ده پانزده ثانیه ای طول می کشد. کپل بزرگی دارد. از ذهنم می گذرد «

ادامه مطلب  

چهل و پنج ثانیه5  

بدترین ویژگی زندان چیه؟ بوش، دست کم الان. پوف، از بوی لاشه متنفرم. نفس مو حبس می کنم و از روی جنازه می پرم. با سر بهش علامت میدم"سواری خوبی بود" متاسفانه جنازه نمیتونه جواب مو بده. خب، این من نبودم که کشتمش. هانا چی می گفت؟ یه جسد خیلی بیشتر از زنده ها حرف برای گفتن داره. و قاتلش بهتر از همه میتونه بشنوه. جیسون می خندید."فکر کنم خود قاتل حرفای بیشتری داشته باشه. مثلا:من تورو نکشتم!" بامزه نبود. اصلا بامزه نبود. به خصوص که این حرفو بالای جنازه می زدیم

ادامه مطلب  

قسمت اول  

- نمی خوای بس کنی؟
- چی را بس کنم ؟
- این رفتارت را 
- کدام رفتار ؟
- رامش تمامش کن ، به خدا از پا در میای ، اون قضیه تمام شد . 
- کدام قضیه؟
دستم را گرفت و با چشمان نگران گفت .
-خودت می دونی کدام قضیه را میگم . یک نگاه به خودت توی آینه انداختی ؟ رامش تو فقط هیجده سالته ؟
با خنده ای کوتاه گفتم:دیوونه شدی ؟ مگر قیافه ام چشه؟ عیب میگذاری روم؟
با حرص  دستش را دراز کرد و چند شاخه از مو های بلندم از زیر مقنعه بیرون آورد و گفت : به موهات نگاه کن ببین چه جوری یکی ی

ادامه مطلب  

قسمت چهارم  

با صدای زنگی از خواب بیدار شدم . همه جا روشن بود انگار که کسی فراموش کرده بود لامپ اتاق را خاموش کند و آن شخص خود من بودم. نگاهی به اطراف کردم کمی زمان برد تا متوجه شوم که اتاقی که درش بودم کجاست و چی شده است؟ نگاهی به اطراف کردم . هنوز صدای زنگ می آمد . به دنبال صدا گشتم . صدا از داخل یکی از کمد ها می آمد . به سمت صدا رفتم . در کمد را باز کردم . صدا از داخل ساک دستی ام می آمد که داخل کمد قرار داشت . چه کسی آن را در این کمد گذاشته است ؟ شاید کار سوگل خانم ب

ادامه مطلب  

قسمت دوم  

با صدای خانم خانم گفتن های مردی از خواب پریدم .  نگاهی به اطراف انداختم و به مردی که منتظر نگاهم می کرد . کمی طول کشید تا همه چیز را به یاد بیاورم . ای کاش همه چیز خواب بود و الان تمام می شد، ای کاش اما به قول مامان کاش را کاشتیم سبز نشد . چقدر یکدفعه ای دلم برای مادرم تنگ شده ، خدایا آخر این راهی که من دارم میرم کجاست ؟
مرد با حرص نفسش را بیرون فرستاد و در حالی که روی در سمت من خم شده بود گفت : عجله کن آقا منتظرته.
سرم را به نشانه ی تایید تکان دادم و سا

ادامه مطلب  

روایت امام امت از مجاهدی که در همه جا یک خط را تعقیب می‌کرد/شهید چمران  

روایت امام امت از مجاهدی که در همه جا یک خط را تعقیب می‌کرد
داستان چمران
 ۳۱ خرداد ۱۳۶۰، پایان مجاهدت‌های دکتر مصطفی چمران با شهادت در منطقه‌ی دهلاویه‌ی خوزستان رقم می‌خورد. جهاد او در خوزستان، دنباله‌ی جهاد در کردستان و جهاد دیگری در لبنان بود. راهی که با ترک سطوح بالای تحصیلی در آمریکا و جدایی از خانواده انتخاب شده بود. اما چه انگیزه‌ها و ویژگی‌هایی باعث انتخاب این مسیر در زندگی او شده بود؟ پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در این متن، نظر

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1