آموزش داستان نویسی و روایت داستان  

آموزش داستان نویسی و روایت داستانآموزش داستان نویسی و روایت داستاناگر
به داستان نویسی و روایت یک موضوع علاقه مند می باشید این کتاب می تواند
به شما کمک کند تا نحوه ی روایت صحیح یک داستان را بیاموزید.اصول و مبانی داستان نویسی را در این کتاب بیاموزید و شروع به بیان کردن صحیح و درست یک داستان بشوید. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

آموزش داستان نویسی و روایت داستان  

آموزش داستان نویسی و روایت داستانآموزش داستان نویسی و روایت داستاناگر
به داستان نویسی و روایت یک موضوع علاقه مند می باشید این کتاب می تواند
به شما کمک کند تا نحوه ی روایت صحیح یک داستان را بیاموزید.اصول و مبانی داستان نویسی را در این کتاب بیاموزید و شروع به بیان کردن صحیح و درست یک داستان بشوید. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

خانه کج  

از دیروز شروع به خواندن داستان خانه کج کردم
یک داستان پلیسی اثر آگاتا کریستی
فعلا در صفحه 156 کتاب هستم
داستانی کیج کننده که از اول شروع جنایت به همه شک میکنی
حتی به خود مقتول که به قتل رسیده
هی میگم بزار به آخر داستان سر بزنم 
ولی خب .....
نمیشه .! 

ادامه مطلب  

خانه کج  

از دیروز شروع به خواندن داستان خانه کج کردم
یک داستان پلیسی اثر آگاتا کریستی
فعلا در صفحه 156 کتاب هستم
داستانی کیج کننده که از اول شروع جنایت به همه شک میکنی
حتی به خود مقتول که به قتل رسیده
هی میگم بزار به آخر داستان سر بزنم 
ولی خب .....
نمیشه .! 

ادامه مطلب  

خانه کج  

از دیروز شروع به خواندن داستان خانه کج کردم
یک داستان پلیسی اثر آگاتا کریستی
فعلا در صفحه 156 کتاب هستم
داستانی کیج کننده که از اول شروع جنایت به همه شک میکنی
حتی به خود مقتول که به قتل رسیده
هی میگم بزار به آخر داستان سر بزنم 
ولی خب .....
نمیشه .! 

ادامه مطلب  

خانه کج  

از دیروز شروع به خواندن داستان خانه کج کردم
یک داستان پلیسی اثر آگاتا کریستی
فعلا در صفحه 156 کتاب هستم
داستانی کیج کننده که از اول شروع جنایت به همه شک میکنی
حتی به خود مقتول که به قتل رسیده
هی میگم بزار به آخر داستان سر بزنم 
ولی خب .....
نمیشه .! 

ادامه مطلب  

.  

گسترش داستانیعنی این که عناصر و اتفاقات و شخصیت هایی که وارد داستان می شوند بی کار و معطل نمانند و هر کدام هسته ی مرکزی حرکتی طولی یا عرضی در داستان باشند... اما نکته ی مهمی که در گسترش داستان وجود دارد وابستگی و تابعیت هر عنصر به بافت کلی و روایی اثر است... یعنی چه!؟ یعنی این که برای مثال اگر بافت روایی یک اثر به فانتزی بنا شده، گسترش عناصر وفادار به فضای فانتزی بماند... برای فهم بهتر به ساخت دو سریال لاست و خانه ی پوشالی می توان دقت کرد؛ در سریال

ادامه مطلب  

.  

گسترش داستانیعنی این که عناصر و اتفاقات و شخصیت هایی که وارد داستان می شوند بی کار و معطل نمانند و هر کدام هسته ی مرکزی حرکتی طولی یا عرضی در داستان باشند... اما نکته ی مهمی که در گسترش داستان وجود دارد وابستگی و تابعیت هر عنصر به بافت کلی و روایی اثر است... یعنی چه!؟ یعنی این که برای مثال اگر بافت روایی یک اثر به فانتزی بنا شده، گسترش عناصر وفادار به فضای فانتزی بماند... برای فهم بهتر به ساخت دو سریال لاست و خانه ی پوشالی می توان دقت کرد؛ در سریال

ادامه مطلب  

.  

گسترش داستانیعنی این که عناصر و اتفاقات و شخصیت هایی که وارد داستان می شوند بی کار و معطل نمانند و هر کدام هسته ی مرکزی حرکتی طولی یا عرضی در داستان باشند... اما نکته ی مهمی که در گسترش داستان وجود دارد وابستگی و تابعیت هر عنصر به بافت کلی و روایی اثر است... یعنی چه!؟ یعنی این که برای مثال اگر بافت روایی یک اثر به فانتزی بنا شده، گسترش عناصر وفادار به فضای فانتزی بماند... برای فهم بهتر به ساخت دو سریال لاست و خانه ی پوشالی می توان دقت کرد؛ در سریال

ادامه مطلب  

گروه داستان نویسی  

سلام.
به پیشنهاد یکی از دوستان نویسنده ام گروهی رو توی تلگرام تشکیل دادیم واسه داستان نویسی و این طور کار ها.
در واقع قراره توش داستانامون رو بذاریم و همدیگه رو نقد کنیم.
هر کدوم از دوستان خواستن بیان قدمشون روی چشم.
فقط شرط حضور همین ماجرای داستان نوشتن و نقد کردن داستان های باقی دوستانه.
https://t.me/joinchat/AAAAAA0X93EFRHM8r7J59g
+ در مرحله ی کوچ و ایناییم، اومدین گروه و به هم ریخته بود، ببخشین :)

ادامه مطلب  

خانواده تهی  

خانواده تهی شامل پنج داستان است که دو تای اول کوتاه و مابقی بلندتر هستند. اولی و دومین داستان از زبان اول شخص و سه تای دیگر را دانای کل روایت می کند. داستان ها برشهایی از زندگی روزمره شخصیت ها را بیان می کند که خوش خوان و روان بوده با مضامینی چون عشق و مرگ و جدایی و به خصوص بازگشت به خانه(در معنای عام). 
به شخصه دو زن و مستعمره اسپانیا(داستان سوم و چهارم)را خیلی دوست داشتم و کاش که تعداد داستان ها بیشتر از این بود.

بخشی از اولین داستان 
حس می کردم

ادامه مطلب  

خانواده تهی  

خانواده تهی شامل پنج داستان است که دو تای اول کوتاه و مابقی بلندتر هستند. اولی و دومین داستان از زبان اول شخص و سه تای دیگر را دانای کل روایت می کند. داستان ها برشهایی از زندگی روزمره شخصیت ها را بیان می کند که خوش خوان و روان بوده با مضامینی چون عشق و مرگ و جدایی و به خصوص بازگشت به خانه(در معنای عام). 
به شخصه دو زن و مستعمره اسپانیا(داستان سوم و چهارم)را خیلی دوست داشتم و کاش که تعداد داستان ها بیشتر از این بود.

بخشی از اولین داستان 
حس می کردم

ادامه مطلب  

خانواده تهی  

خانواده تهی شامل پنج داستان است که دو تای اول کوتاه و مابقی بلندتر هستند. اولی و دومین داستان از زبان اول شخص و سه تای دیگر را دانای کل روایت می کند. داستان ها برشهایی از زندگی روزمره شخصیت ها را بیان می کند که خوش خوان و روان بوده با مضامینی چون عشق و مرگ و جدایی و به خصوص بازگشت به خانه(در معنای عام). 
به شخصه دو زن و مستعمره اسپانیا(داستان سوم و چهارم)را خیلی دوست داشتم و کاش که تعداد داستان ها بیشتر از این بود.

بخشی از اولین داستان 
حس می کردم

ادامه مطلب  

مراحل شکل گیری داستان - بخش اول: مقدمه  

داستان نویس مدتی را برای یافتن موضوع داستان سپس رشد دادن آن در ذهنش و بعد نوشتن آن روی کاغذ صرف می کند. این مدت با توجه به میزان آماده بودن ذهن نویسنده، کم و زیاد می شود. گاهی در مصاحبه با نویسندگان بزرگ می خوانیم که آنها داستانی را پس از آنکه چندین سال در ذهن شان بوده است، روی کاغذ آورده اند. این مسئله ممکن است در آغاز، به نظر عجیب بیاید.   [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

مراحل شکل گیری داستان - بخش اول: مقدمه  

داستان نویس مدتی را برای یافتن موضوع داستان سپس رشد دادن آن در ذهنش و بعد نوشتن آن روی کاغذ صرف می کند. این مدت با توجه به میزان آماده بودن ذهن نویسنده، کم و زیاد می شود. گاهی در مصاحبه با نویسندگان بزرگ می خوانیم که آنها داستانی را پس از آنکه چندین سال در ذهن شان بوده است، روی کاغذ آورده اند. این مسئله ممکن است در آغاز، به نظر عجیب بیاید.   [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

مراحل شکل گیری داستان - بخش اول: مقدمه  

داستان نویس مدتی را برای یافتن موضوع داستان سپس رشد دادن آن در ذهنش و بعد نوشتن آن روی کاغذ صرف می کند. این مدت با توجه به میزان آماده بودن ذهن نویسنده، کم و زیاد می شود. گاهی در مصاحبه با نویسندگان بزرگ می خوانیم که آنها داستانی را پس از آنکه چندین سال در ذهن شان بوده است، روی کاغذ آورده اند. این مسئله ممکن است در آغاز، به نظر عجیب بیاید.   [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

روایت راه هایی برای خفه نشدن ؛ داستان می سازیم تا قهرمانها زجر بکشند ...  

بسم الله
الان داشتم همشهری داستان می خواندم  احمد اکبر پور نقل کرده بود از نیچه ما هنر را داریم تا از فرط واقعیت خفه نشویم . دیدم عه منم مثل نیچه ام ! با این تفاوت که به جای هنر که هیچ بارقه ای از آن در من نیست به تخیل پناه می برم تا خفه نشوم ! من اگر چه قصه بنویس خوبی نیستم ولی قصه ساز خوبی ام ! هر وقت احساس خفگی بهم دست می دهد چشم هایم را می بندم و یک داستان توی ذهنم خلق می کنم با تمام جزئیات در حد یک فیلم نامه , جوری که زاویه نور و حتی خاکستری موی آد

ادامه مطلب  

روایت راه هایی برای خفه نشدن ؛ داستان می سازیم تا قهرمانها زجر بکشند ...  

بسم الله
الان داشتم همشهری داستان می خواندم  احمد اکبر پور نقل کرده بود از نیچه ما هنر را داریم تا از فرط واقعیت خفه نشویم . دیدم عه منم مثل نیچه ام ! با این تفاوت که به جای هنر که هیچ بارقه ای از آن در من نیست به تخیل پناه می برم تا خفه نشوم ! من اگر چه قصه بنویس خوبی نیستم ولی قصه ساز خوبی ام ! هر وقت احساس خفگی بهم دست می دهد چشم هایم را می بندم و یک داستان توی ذهنم خلق می کنم با تمام جزئیات در حد یک فیلم نامه , جوری که زاویه نور و حتی خاکستری موی آد

ادامه مطلب  

روایت راه هایی برای خفه نشدن ؛ داستان می سازیم تا قهرمانها زجر بکشند ...  

بسم الله
الان داشتم همشهری داستان می خواندم  احمد اکبر پور نقل کرده بود از نیچه ما هنر را داریم تا از فرط واقعیت خفه نشویم . دیدم عه منم مثل نیچه ام ! با این تفاوت که به جای هنر که هیچ بارقه ای از آن در من نیست به تخیل پناه می برم تا خفه نشوم ! من اگر چه قصه بنویس خوبی نیستم ولی قصه ساز خوبی ام ! هر وقت احساس خفگی بهم دست می دهد چشم هایم را می بندم و یک داستان توی ذهنم خلق می کنم با تمام جزئیات در حد یک فیلم نامه , جوری که زاویه نور و حتی خاکستری موی آد

ادامه مطلب  

روایت راه هایی برای خفه نشدن ؛ داستان می سازیم تا قهرمانها زجر بکشند ...  

بسم الله
الان داشتم همشهری داستان می خواندم  احمد اکبر پور نقل کرده بود از نیچه ما هنر را داریم تا از فرط واقعیت خفه نشویم . دیدم عه منم مثل نیچه ام ! با این تفاوت که به جای هنر که هیچ بارقه ای از آن در من نیست به تخیل پناه می برم تا خفه نشوم ! من اگر چه قصه بنویس خوبی نیستم ولی قصه ساز خوبی ام ! هر وقت احساس خفگی بهم دست می دهد چشم هایم را می بندم و یک داستان توی ذهنم خلق می کنم با تمام جزئیات در حد یک فیلم نامه , جوری که زاویه نور و حتی خاکستری موی آد

ادامه مطلب  

روایت راه هایی برای خفه نشدن ؛ داستان می سازیم تا قهرمانها زجر بکشند ...  

بسم الله
الان داشتم همشهری داستان می خواندم  احمد اکبر پور نقل کرده بود از نیچه ما هنر را داریم تا از فرط واقعیت خفه نشویم . دیدم عه منم مثل نیچه ام ! با این تفاوت که به جای هنر که هیچ بارقه ای از آن در من نیست به تخیل پناه می برم تا خفه نشوم ! من اگر چه قصه بنویس خوبی نیستم ولی قصه ساز خوبی ام ! هر وقت احساس خفگی بهم دست می دهد چشم هایم را می بندم و یک داستان توی ذهنم خلق می کنم با تمام جزئیات در حد یک فیلم نامه , جوری که زاویه نور و حتی خاکستری موی آد

ادامه مطلب  

روایت راه هایی برای خفه نشدن ؛ داستان می سازیم تا قهرمانها زجر بکشند ...  

بسم الله
الان داشتم همشهری داستان می خواندم  احمد اکبر پور نقل کرده بود از نیچه ما هنر را داریم تا از فرط واقعیت خفه نشویم . دیدم عه منم مثل نیچه ام ! با این تفاوت که به جای هنر که هیچ بارقه ای از آن در من نیست به تخیل پناه می برم تا خفه نشوم ! من اگر چه قصه بنویس خوبی نیستم ولی قصه ساز خوبی ام ! هر وقت احساس خفگی بهم دست می دهد چشم هایم را می بندم و یک داستان توی ذهنم خلق می کنم با تمام جزئیات در حد یک فیلم نامه , جوری که زاویه نور و حتی خاکستری موی آد

ادامه مطلب  

روایت راه هایی برای خفه نشدن ؛ داستان می سازیم تا قهرمانها زجر بکشند ...  

بسم الله
الان داشتم همشهری داستان می خواندم  احمد اکبر پور نقل کرده بود از نیچه ما هنر را داریم تا از فرط واقعیت خفه نشویم . دیدم عه منم مثل نیچه ام ! با این تفاوت که به جای هنر که هیچ بارقه ای از آن در من نیست به تخیل پناه می برم تا خفه نشوم ! من اگر چه قصه بنویس خوبی نیستم ولی قصه ساز خوبی ام ! هر وقت احساس خفگی بهم دست می دهد چشم هایم را می بندم و یک داستان توی ذهنم خلق می کنم با تمام جزئیات در حد یک فیلم نامه , جوری که زاویه نور و حتی خاکستری موی آد

ادامه مطلب  

و کمی نور لازم است !!  

داستان اصفهان رفتن ما از همان ابتدا هم معلوم بود که مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد ، برای کسی که از یک سفر درون شهری با اتوبوس واحد ، داستان می سازد ... اصفهان ؛ نصف جهان (!!) معلوم است که چه می شود ... البته داستان سفر را می گذارم برای یک فرصت مناسب ، حالا باید بدو بدو بروم به چند تا خرده کار برسم و بروم مهمانی شام !!
 
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

و کمی نور لازم است !!  

داستان اصفهان رفتن ما از همان ابتدا هم معلوم بود که مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد ، برای کسی که از یک سفر درون شهری با اتوبوس واحد ، داستان می سازد ... اصفهان ؛ نصف جهان (!!) معلوم است که چه می شود ... البته داستان سفر را می گذارم برای یک فرصت مناسب ، حالا باید بدو بدو بروم به چند تا خرده کار برسم و بروم مهمانی شام !!
 
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

و کمی نور لازم است !!  

داستان اصفهان رفتن ما از همان ابتدا هم معلوم بود که مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد ، برای کسی که از یک سفر درون شهری با اتوبوس واحد ، داستان می سازد ... اصفهان ؛ نصف جهان (!!) معلوم است که چه می شود ... البته داستان سفر را می گذارم برای یک فرصت مناسب ، حالا باید بدو بدو بروم به چند تا خرده کار برسم و بروم مهمانی شام !!
 
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

و کمی نور لازم است !!  

داستان اصفهان رفتن ما از همان ابتدا هم معلوم بود که مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد ، برای کسی که از یک سفر درون شهری با اتوبوس واحد ، داستان می سازد ... اصفهان ؛ نصف جهان (!!) معلوم است که چه می شود ... البته داستان سفر را می گذارم برای یک فرصت مناسب ، حالا باید بدو بدو بروم به چند تا خرده کار برسم و بروم مهمانی شام !!
 
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

و کمی نور لازم است !!  

داستان اصفهان رفتن ما از همان ابتدا هم معلوم بود که مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد ، برای کسی که از یک سفر درون شهری با اتوبوس واحد ، داستان می سازد ... اصفهان ؛ نصف جهان (!!) معلوم است که چه می شود ... البته داستان سفر را می گذارم برای یک فرصت مناسب ، حالا باید بدو بدو بروم به چند تا خرده کار برسم و بروم مهمانی شام !!
 
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

و کمی نور لازم است !!  

داستان اصفهان رفتن ما از همان ابتدا هم معلوم بود که مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد ، برای کسی که از یک سفر درون شهری با اتوبوس واحد ، داستان می سازد ... اصفهان ؛ نصف جهان (!!) معلوم است که چه می شود ... البته داستان سفر را می گذارم برای یک فرصت مناسب ، حالا باید بدو بدو بروم به چند تا خرده کار برسم و بروم مهمانی شام !!
 
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

و کمی نور لازم است !!  

داستان اصفهان رفتن ما از همان ابتدا هم معلوم بود که مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد ، برای کسی که از یک سفر درون شهری با اتوبوس واحد ، داستان می سازد ... اصفهان ؛ نصف جهان (!!) معلوم است که چه می شود ... البته داستان سفر را می گذارم برای یک فرصت مناسب ، حالا باید بدو بدو بروم به چند تا خرده کار برسم و بروم مهمانی شام !!
 
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

و کمی نور لازم است !!  

داستان اصفهان رفتن ما از همان ابتدا هم معلوم بود که مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد ، برای کسی که از یک سفر درون شهری با اتوبوس واحد ، داستان می سازد ... اصفهان ؛ نصف جهان (!!) معلوم است که چه می شود ... البته داستان سفر را می گذارم برای یک فرصت مناسب ، حالا باید بدو بدو بروم به چند تا خرده کار برسم و بروم مهمانی شام !!
 
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

و کمی نور لازم است !!  

داستان اصفهان رفتن ما از همان ابتدا هم معلوم بود که مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد ، برای کسی که از یک سفر درون شهری با اتوبوس واحد ، داستان می سازد ... اصفهان ؛ نصف جهان (!!) معلوم است که چه می شود ... البته داستان سفر را می گذارم برای یک فرصت مناسب ، حالا باید بدو بدو بروم به چند تا خرده کار برسم و بروم مهمانی شام !!
 
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

و کمی نور لازم است !!  

داستان اصفهان رفتن ما از همان ابتدا هم معلوم بود که مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد ، برای کسی که از یک سفر درون شهری با اتوبوس واحد ، داستان می سازد ... اصفهان ؛ نصف جهان (!!) معلوم است که چه می شود ... البته داستان سفر را می گذارم برای یک فرصت مناسب ، حالا باید بدو بدو بروم به چند تا خرده کار برسم و بروم مهمانی شام !!
 
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

و کمی نور لازم است !!  

داستان اصفهان رفتن ما از همان ابتدا هم معلوم بود که مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد ، برای کسی که از یک سفر درون شهری با اتوبوس واحد ، داستان می سازد ... اصفهان ؛ نصف جهان (!!) معلوم است که چه می شود ... البته داستان سفر را می گذارم برای یک فرصت مناسب ، حالا باید بدو بدو بروم به چند تا خرده کار برسم و بروم مهمانی شام !!
 
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

و کمی نور لازم است !!  

داستان اصفهان رفتن ما از همان ابتدا هم معلوم بود که مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد ، برای کسی که از یک سفر درون شهری با اتوبوس واحد ، داستان می سازد ... اصفهان ؛ نصف جهان (!!) معلوم است که چه می شود ... البته داستان سفر را می گذارم برای یک فرصت مناسب ، حالا باید بدو بدو بروم به چند تا خرده کار برسم و بروم مهمانی شام !!
 
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

زمانی برای انقراض خاندان فخر ملکی  

×نام کتاب:زمانی برای انقراض خاندان فخر ملکی 
  نویسنده:سحر شریف نیک×
آخ که چقدر چسبید بهم این کتاب... 
خیلی نمک و خوش مزه بود...
کتاب ۱۴ داستان کوتاهه که شخصیت داستان ها به هم مربوط هستن ولی ایرادی داره اینه که تا میای با شخصیت ها ارتباط برقرار کنی ، داستان تموم میشه و تو داستان بعدی دیگه یادت نمیمونه درست که این شخصیتی که اینجا اسم برده و تو فلان داستان هم بود دقیقا کی بود و چی بود...
من خودم همه رو بی ربط به هم متصور شدم و واقعا خندیدم و لذت بردم

ادامه مطلب  

زمانی برای انقراض خاندان فخر ملکی  

×نام کتاب:زمانی برای انقراض خاندان فخر ملکی 
  نویسنده:سحر شریف نیک×
آخ که چقدر چسبید بهم این کتاب... 
خیلی نمک و خوش مزه بود...
کتاب ۱۴ داستان کوتاهه که شخصیت داستان ها به هم مربوط هستن ولی ایرادی داره اینه که تا میای با شخصیت ها ارتباط برقرار کنی ، داستان تموم میشه و تو داستان بعدی دیگه یادت نمیمونه درست که این شخصیتی که اینجا اسم برده و تو فلان داستان هم بود دقیقا کی بود و چی بود...
من خودم همه رو بی ربط به هم متصور شدم و واقعا خندیدم و لذت بردم

ادامه مطلب  

زمانی برای انقراض خاندان فخر ملکی  

×نام کتاب:زمانی برای انقراض خاندان فخر ملکی 
  نویسنده:سحر شریف نیک×
آخ که چقدر چسبید بهم این کتاب... 
خیلی نمک و خوش مزه بود...
کتاب ۱۴ داستان کوتاهه که شخصیت داستان ها به هم مربوط هستن ولی ایرادی داره اینه که تا میای با شخصیت ها ارتباط برقرار کنی ، داستان تموم میشه و تو داستان بعدی دیگه یادت نمیمونه درست که این شخصیتی که اینجا اسم برده و تو فلان داستان هم بود دقیقا کی بود و چی بود...
من خودم همه رو بی ربط به هم متصور شدم و واقعا خندیدم و لذت بردم

ادامه مطلب  

زمانی برای انقراض خاندان فخر ملکی  

×نام کتاب:زمانی برای انقراض خاندان فخر ملکی 
  نویسنده:سحر شریف نیک×
آخ که چقدر چسبید بهم این کتاب... 
خیلی نمک و خوش مزه بود...
کتاب ۱۴ داستان کوتاهه که شخصیت داستان ها به هم مربوط هستن ولی ایرادی داره اینه که تا میای با شخصیت ها ارتباط برقرار کنی ، داستان تموم میشه و تو داستان بعدی دیگه یادت نمیمونه درست که این شخصیتی که اینجا اسم برده و تو فلان داستان هم بود دقیقا کی بود و چی بود...
من خودم همه رو بی ربط به هم متصور شدم و واقعا خندیدم و لذت بردم

ادامه مطلب  

تحقیق ماگما  

#filesell_pps_div1{margin:5px auto;padding:5px;min-width:300px;max-width:500px;border:1px solid #a9a9a9 !important;background-color:#ffffff !important;color:#000000 !important;font-family:tahoma !important;font-size:13px !important;line-height:140% !important;border-radius:5px;} تحقیق ماگما               فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)تعداد صفحات:18 فهرست مطالب: ماگماماهیت ماگما غلظتمطالعات:تولید ماگمافرآیند ذوبآشیانه های ماگماییاستخراج و صعود ماگما و مایعات   ماگما  به مواد مذاب درون زمین که بسیار گرم بوده و تحت فشار شدید در زیر

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1